صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٧ - حفظ آبروى اسلام و كشور
يك نفر را، يك نفر قتل عام بكند و همه را بكشد، در اسلام اين است كه اين را بايد قصاص كرد و كشت. بيش از اين حقى براى كسى قائل نيست. يك فحش حق ندارد به او بدهد؛ يك سيلى حق ندارد ... بزند.
حفظ آبروى اسلام و كشور
آيا امروز كه قدرت دست مردم آمده است و در مقابل همه قدرتها خود مردم هم قدرت پيدا كردهاند، پاسبانها قدرت دارند، سپاهيها قدرت دارند، آيا قدرت را روى موازين كتاب و سنت، روى تعليمات رسول اكرم، اعمال مىكنند. يا هر چه پيش آمده آمد؟ حالايى كه قدرت داشت، هرجا كه مىتواند اين قدرت را اعمال مىكند؛ دنبال اين نيست كه روى حق باشد، دنبال اين نيست كه روى عدالت باشد؛ دنبال اين است كه اعمال قدرت خودش را بكند. همان افسارگسيختگى كه حيوانات دارند. حيوانات افسارگسيختهاند. ميزان ندارد كارشان. انسان را كه انبيا تربيت مىخواهند بكنند، مىخواهند محدودش كنند به يك حدودى؛ روى قوانينى؛ روى مرز و بومى باشد. آيا امروز كه ايران يك مركزى شده است كه چشمهاى دنيا به اين مركز دوخته شده و همه عالم دارند دانشمندانشان مطالعه مىكنند در احوال اين مملكت و اين ملت، آيا اين ملت حالا دنبال اين مطلب هست كه ما يك كارى بكنيم كه حفظ آبروى اسلام بشود؟ ما مىگوييم جمهورى اسلامى، آيا به جمهورى اسلامى اعتقاد داريم؟ يا همين گفتيم جمهورى اسلامى و هر كارى خواستيم كرديم؟ آيا رباخورها به جمهورى اسلامى اعتقاد دارند و باز مشغولند؟ آيا آن اشخاصى كه ظلم مىكردند و حالا قدرت دست يك اشخاص ديگر افتاده و اينها با قدرت هستند، به جمهورى اسلامى معتقد هستند؟ اگر معتقد هستند به جمهورى اسلامى، بايد حكومت اسلامى مثل حكومت على بن ابي طالب- سلام اللَّه عليه- باشد. مردمى كه در اين حكومت زندگى مىكنند همه اسلامى باشند؛ تابع باشند. اين طور نباشد كه كارهايى بشود كه در خارج منعكس بشود كه اينها يك مشت وحشى بودند؛ وقتى كه از دام بيرون افتادند، خودشان بدتر كردند!