صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٤ - تداوم انقلاب تا اجراى قوانين اسلام
حسابهاى ما درست نبود و حق هم داشتند، براى اينكه حسابهاى آنها حساب مادى و طبيعى بود، ماوراى طبيعت را نديده بودند؛ طبيعت را ديده بودند. روى موازين طبيعت همان طور است كه آنها مىگفتند كه نبايد يك ملتى كه هيچ ندارد اين غلبه كند بر يك قدرتهايى كه پشتيبانش قدرتهاى همه عالم بود. نه قدرتها، تقريباً- عرض مىكنم- نه فقط ابرقدرتها. همه ممالك اسلامى دنبالش بودند. اينكه ما را نگذاشتند عبور كنيم از كويت از اين طرف كويت به آن طرف كويت هم اجازه عبور ندادند- براى اين بود كه پشتيبانش بودند. اينكه عراق فشار آورد كه شما فعاليت سياسى نكنيد، ما تعهدات داريم. و ما هم فشار آورديم كه ما تا هستيم فعاليت سياسى تكليف شرعى ماست، مىكنيم. و بالاخره ما را تهديد كردند به اينكه بر فرض اينكه به شما كار نداشته باشيم، اصحاب شما، و رفقاى شما را خواهيم چه كرد. و من ديدم كه ديگر نمىشود. اين براى اين بود كه آنها مىگفتند ما تعهد داريم با دولت ايران. و من فهميدم كه همه اين دولتهاى اسلامى، به اصطلاح «اسلامى»، وضع همين است كه نگذارند ما وارد بشويم و هر كجا برويم ردمان بكنند. ما هم رفتيم به خارج كه اينها ديگر نفوذ نداشتند آنجا. و آنها هم پشيمان شدند از اين معنا.
تداوم انقلاب تا اجراى قوانين اسلام
اين قدرت الهى را از دست ندهيد. اين امانت الهى را حفظ كنيد. همان طورى كه آن وقت به فكر گرفتاريهاى خودتان نبوديد، و فكر يك فكر بود و آن اسلام، و اين رمز پيروزى شد. شما الآن پيروز نيستيد باز؛ براى اينكه آنچه شما مىخواهيد، آنچه ما همه مىخواهيم، اين است كه اسلام به همه معنا در ايران، و ان شاء اللَّه در همه ممالك تحقق پيدا بكند. غرض اين نبود كه فقط ظالم از بين برود؛ مانع از بين برود؛ آن هم يكى بود؛ اما آنها مقدمه بودند. آنچه مقصد بود اسلام بود؛ آنچه مردم خونشان را در راه آن دادند اسلام بود؛ آنچه مردم جوانهايشان را دادند و زنها جوانهايشان را دادند، و بعد هم اظهار تشكر مىكردند، آن اسلام بود و اعتقاد به اينكه بايد اسلام تحقق پيدا بكند. ما تا حالا اين مطلب برايمان حاصل نيست. الآن باز آن رنگهاى رژيم سابق هست. نتوانستيم و