صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣١ - سيره حضرت على در حكومت
دولت خودش را جدا مىداند و بخواهد تحميل بكند و مردم را تهديد بكند، ارعاب بكند، اذيت بكند؛ و نه مردم در صدد اين بودند كه دولت را تضعيف بكنند يا فرار بكنند از مقررات دولتى. اسلام وضعش از اول اين طور بوده است كه آن حاكمش كه رأس بوده است، در زندگى، در معاشرت، در اينها، با مردم يا پايينتر بوده است، يا همان جور ....
سيره حضرت على در حكومت
بهترين حاكمى كه در اسلام بعد از رسول اللَّه پيدا شد حضرت امير- سلام اللَّه عليه- بود و مع الأسف حكومت كوتاهى داشت و ما وقتى كه سيره ايشان را در عمل از تاريخ اخذ بكنيم و فرمايشات ايشان را در خطبهها، در نامهها، اخذ بكنيم، و رفتار ايشان را با رعيت و همين طور رفتار رعيت با او، رفتار استاندارهايى كه مىفرستادند در اطراف. يك مملكت بسيار بزرگ بود ديگر. حجاز و مصر و ايران و عراق و سوريه و يك مقدار از اروپا، و آنها همه تحت سيطره بودند. و وقتى كه مىفرستادند، سفارشهايى كه مىكردند نسبت به اينكه چه جور بايد رفتار بكنيد؛ و چه جور هم رفتار مىكردند آنها؛ و مردم با آنها چه وضعى داشتند؛ اينها همه در تاريخ هست. زندگى خود امير المؤمنين كه معروف است همه مىدانند. يك آدم متعارف نمىتواند آن طور زندگى كند. حتى اشكال كرده بودند كه خوب، شما اگر زندگىات اين است، پس چرا همچو قوى هستيد؟ در يك جايى مىفرمايند كه اين درختهايى كه در بيابان پيدا مىشود هم چوبش محكمتر است، هم آتشش قويتر است، براى اينكه آب كم خوردند. اين طور نيست كه هر كس زياد خورد و چرب خورد و شيرين خورد، اين يك آدم قوىاى بشود. بلكه شايد بسيارى از اين غذاهاى، خصوصاً اين غذاهاى غير عادى، براى انسان، شايد سستى و ضعف و اينها هم مىآورد. در هر صورت در زندگىاش وقتى كه انسان مىبيند، مىبيند كه يك پوستى بوده است- اين طور نقل مىكنند- كه شبها اين پوست را مىانداختند و خودشان با حضرت فاطمه- سلام اللَّه عليها- رويش مىخوابيدند. و روزها همين پوست را علوفه رويش مىريختند براى شترشان. و در خوراك هم كسى نمىتوانست آن طور زندگى بكند،