صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٠ - رژيم اسلامى، رژيمى مردمى
سخنرانى [در جمع وزير و اعضاى وزارت امور اقتصاد و دارايى (تفاوت حكومتهاى مردمى و رژيمهاى ضد خلقى)]
زمان: ٣٠ خرداد ١٣٥٨/ ٢٥ رجب ١٣٩٩ [١]
مكان: قم
موضوع: تفاوت حكومتهاى مردمى و رژيمهاى ضد خلقى
حضار: اردلان، على (وزير اقتصاد و دارايى)، معاونان و مديران كل اين وزارتخانه
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
بيگانگى نظام شاهى از ملت
اگر يك كشور بخواهد يك كشور سالمى باشد، بايد بين دستگاه حاكمه با ملت تفاهم باشد و مع الأسف در رژيمهاى شاهنشاهى، و بخصوص در رژيم اخير، آن معنا عكس بود. يعنى دستگاه حاكمه، همه دستگاه حاكمه، در يك قطب واقع شده بود، و ملت هم در يك قطب. آن دستگاه حاكمه كوشش مىكرد كه با ارعاب و با فشار و با آزار و شكنجه و حبس و امثال اينها با ملت رفتار كند. و ملت هم اگر زور نداشت كوشش مىكرد كه ماليات نپردازد؛ از زير بار همه چيز در برود؛ هر چه بتواند كارشكنى كند براى دولت، و از اين جهت هى شكاف بين مردم و دولت حاصل مىشد و دولت هم هيچ پشتيبان نداشت و دستگاه حاكمه يك امر به خيال خودش مستقلى بود كه هيچ ارتباطى با ملت نداشت. ملت هم به آن هيچ اعتماد نداشت، آن را دشمن خودش مىدانست. ارتش وقتى مىآمد توى مردم، مثل اينكه دشمن آمده است، همه جمعيت از آن فرار مىكردند و پشت مىكردند به آن و پاسبان وقتى كه مىآمد در بين مردم، مردم از او فرار مىكردند؛ تنفر داشتند. و اينها اسباب اين شد كه نتواند حكومت باقى بماند، و با پايگاه نداشتن در پيش ملت ناچار بايد كنار برود و رفت. اين بايد يك عبرتى باشد براى دولتها.
رژيم اسلامى، رژيمى مردمى
در رژيم اسلامى شايد در رأس برنامه همين تفاهم ما بين دولت و ملت باشد. يعنى نه
[١] تاريخ اين سخنرانى در صحيفه نور ٣١ خرداد ٥٨ درج شده است.