صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٢ - عدم امكان پيروزى انقلاب اسلامى، از ديد مادى
و همين ما كه در مقابل يك تفنگ عاجز بوديم و از يك پاسبان مىترسيديم، همين ملتى كه از پاسبان مىترسيد، خدا يك قدرت به او داد آمد در خيابان و فرياد زد كه ما اين رژيم را نمىخواهيم. اساس را گفت نمىخواهيم. اين قدرتى بود كه خدا به شما داد و بايد از خدا تشكر كنيم. اين قدرتى بود كه ايمان به خدا اين قدرت را آورد؛ اين تحولى بود كه به دست خدا واقع شد. الآن هم باز جوانهايى گاهى مىآيند پيش من و مىگويند دعا كنيد كه ما شهيد بشويم. شهادت را مىخواهند. اين يك تحولى بود كه در اين ملت پيدا شد كه برايشان زندگى اين دنيا خيلى مطرح نبود؛ شهادت را مىخواستند. اگر مطرح بود اين امور مادى اين زندگى، نمىرفتند در مقابل توپ، در مقابل تانكها، مسلسلها. رفتند در مقابل توپ و تانك، از بچه اين قدرى رفت تا بزرگها، از دانشگاهى رفت تا علماى مذهب؛ از بازارى رفت تا كارگر؛ ارتش هم جزو شما شد. يك ارتشى كه سالهاى طولانى اينها براى خودشان درست كرده بودند براى مطالب خودشان بود ديديد كه در ظرف يك مدت كمى همين ارتش پشت به آنها كرد، و رو به شما كرد؛ اين قدرت خدا بود. اين چيزى بود كه خدا به شما عنايت كرد و بايد اين عنايت خدا را حفظ كنيد. حفظ اين عنايت خدا، كه منشأ همه پيروزيها ان شاء اللَّه خواهد شد به اين است كه اين قدمهاى ديگرى هم كه ما بايد برداريم، همه با هم پشتيبانى كنيم.
عدم امكان پيروزى انقلاب اسلامى، از ديد مادى
همان طورى كه از اول ايمان مبدأ اين شد كه اين نهضت پيش برود. و اجتماع همه شما به واسطه ايمانى كه در دلتان بود اسباب اين شد كه همچو قدرت شيطانى را در هم كوبيديد. اين يك عنايتى بود، عنايت خاصى بود از خداى تبارك و تعالى و لهذا حساب همه اشخاصى كه به ماديات فكر مىكردند آن اشخاصى كه توجه به معنويات نداشتند، همه حسابهايشان باطل از كار در آمد، روى حسابهاى مردمى كه حسابهايشان روى همين حسابهاى دنياست و به معنويات نظرى ندارند، روى آن حساب، حق با آنها بود كه امكان ندارد كه اين قدرت از بين برود. اين را مكرر به ما مىگفتند، خصوصاً اين آخر در پاريس