صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٥ - مأموريت رضا خان
نتيجه نداشته باشد. يعنى آن نتيجهاى كه اسلام از مسجد و منبر و از دانشگاه م [١]) ٩٤ (حاصل بشود خنثى كنند ....
مأموريت رضا خان
راجع به مسجد و منبر و روحانيت مأمورشان، كه رضا خان بود، آمد و- شايد اكثر شما يادتان نباشد كه چه كرد- تمام منابر تعطيل شد؛ تمام مساجد نيمه تعطيل؛ تمام مجالس روضهخوانى همه از بين رفت. تمام روحانيت دستخوش مفسدههايى كه آنها داشتند ... عمامهها را برداشتند؛ لباسها را از [تن] آنها كندند؛ تغيير دادند؛ منبرى، محرابى، كوچك، بزرگ- همه در تحت فشار واقع شدند. و يك چيز مهمى كه هم در دانشگاه عمل شده و هم در منبر و محراب و روحانيت، اين است كه تبليغات دامنهدار شده است كه به خود روحانيون هم مطلب را مشتبه كنند كه شما چه كار داريد به سياست. شما برويد نمازتان را بخوانيد! عبا را به سرتان بكشيد برويد نماز را بخوانيد. و بعد از نماز هم، اگر مىتوانيد چند كلمه بگوييد. و بعد هم برگرديد خانهتان. چه كار داريد به مملكت! به احتياجات ملت شما چه كار داريد؟! اين كارش با ماها.
ما وقتى كه از آن حبس بنا بود بياييم به آن حصر، [٢] اين پاكروان- مثل اينكه مقتول هم شد، آن وقت رئيس سازمان بود- [٣] آمد آنجا. من و آقاى قمى [٤] هر دو با هم نشسته بوديم. آن هم آمد و گفت به اينكه اين سياست كارى است كه دروغگويى در آن هست، بدجنسى، مثلًا، در آن هست؛ چه هست؛ اين آخر كلمهاش اين بود كه پدرسوختهاى در آن هست! اين را شما بگذاريد براى ما! من گفتم سياست به اين معنايى كه شما مىگوييد مال شماست!
[١] اصل: بايد.
[٢] روز جمعه ١١ مرداد ١٣٤٢، امام خمينى از زندان عشرتآباد به داوديه و سپس به قيطريه منتقل شدند و در محاصره قرار گرفتند.
[٣] حسن پاكروان، رئيس وقت سازمان اطلاعات و امنيت كشور. وى در نخستين روزهاى پيروزى انقلاب اسلامى، با حكم دادگاه انقلاب اسلامى، به مرگ محكوم و تير باران شد.
[٤] آقاى سيد حسن قمى