صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٣ - نظرخواهى بيواسطه از مردم
در افكار عمومى مىگذاريم، خود ملت ميزان است. مجلس مؤسسان اگر اعتبار دارد براى اين است كه مجلس مبعوث از ملت است. خود ملت حق ندارد رأى بدهد، لكن وكيل ملت حق دارد؟! اين چه غلطى است! خود من حق ندارم تصرف بكنم در مالم، وكيل من حق دارد؟! خود شما حق نداريد رأى بدهيد، وكيل شما حق دارد؟! وكلا براى اين حق دارند كه وكيل شما هستند، و الّا چه حقى دارند؟ يك نفر چه حقى دارد براى ٥٣ ميليون جمعيت رأى بدهد؟ پنجاه نفر- ششصد نفر چه حقى دارد براى يك ملت ٥٣ ميليونى رأى بدهد؟ اين حق براى اين است كه شما مىخواهيد رأى بدهيد. رأى شماست. ميزان؛ رأى ملت است. ملت يكوقت خودش رأى مىدهد. يكوقت يك عدهاى را تعيين مىكند كه آنها رأى بدهند: آن در مرتبه دوم صحيح است. و الّا مرتبه اول، حق مال خود ملت است. شما خون داديد، حقوقدانان براى شما تكليف معين كنند؟! خودتان بايد تكليف معين كنيد. شماييد، همين ملت، همين مردم محروم دانشگاه، جوانهاى محروم دانشگاه، همين جوانهاى محروم مدرسه فيضيه، همين جوانهاى محروم در ارتش، همين جوانهاى محروم در بازار، همين جوانهاى محروم در كارخانهها و در كشاورزى، اينها بايد رأى بدهند. بهانهها را كنار بگذاريد؛ از خدا بترسيد؛ با ملت شوخى نكنيد؛ رأى مردم را هيچ حساب نكنيد؛ مردم را به حساب بياوريد.
نظرخواهى بيواسطه از مردم
ما حتماً بايد تابع طرحهاى غربى باشيم؟ اسلام را كار نداريم؟! غرب هر چه بگويد تابع آن هستيم؟! غرب تا حالا همين بساط بود كه بود. ما تا حالا مبتلاى به غرب بوديم. بيش از پنجاه سال- كه اكثر شما يا بعض از شما يادشان است، بعضى از شما و من يادم است- و بيست و چند سال- كه اكثر شما يادتان است طرحهاى ما غربى بود؛ گرفتاريهاى ما از غرب بود. باز همان گرفتاريها پيش بيايد؟ قانون اساسى را هم آنها بنويسند؟! آنها رأى بدهند؟ غربزدهها رأى بدهند؟ ميزان شما هستيد. آن كسى هم كه اينها خودشان قبول دارند- و لو دروغ مىگويند بعضىشان- دكتر مصدق هم وقتى كه مطلبى پيش آمد،