صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٧ - ارتش اسلامى در كنار تودهها و در مقابل دشمنها
هم راحتى خودتان در آن هست، و هم براى كشورتان مفيد است. اگر بنا باشد كه ارتش جورى باشد كه مردم از آن بترسند و پشت به آن بكنند، اين براى ارتش، خودش بد است. ارتش بايد خدمت به ملت بكند؛ بايد خدمت به كشور بكند؛ همان طورى كه در صدر اسلام بوده است كه ارتشِ اسلام مردم از آنها خوفى نداشتند. مردم با هم رفيق و برادر بودند.
رئيس اول اسلام هم اين طور بود كه با مردم معاشرت مىكرد؛ مثل معاشرت يك نفر آدم با يك نفر ديگر. مثل دو نفر برادر كه اينجا نشسته بودند. پيغمبر اكرم كه رئيس اسلام بود در مسجد مىآمدند مىنشستند، و رفقايشان هم، اصحابشان هم دورشان مىنشستند با هم. جورى بود جلسه كه وقتى يك كسى مىآمد از خارج نمىشناخت كه اينها كدام يكى پيغمبرند كدام يكى غير پيغمبر. مىپرسيد كه كدام يكىتان [هستيد]؟ وضع اين طورى بود. اين طور با جامعه رفتار، اين طور با مردم رفتار مىكردند. اين طور نبود كه وقتى كه وارد مىشود، هزار تا پرده جلو باشد، و بعد هم بايد ديد كجا بنشيند و سان بدهند و چه. اين حرفها نبود در كار .... از آن طرف قدرت اين طور بود كه ايران را، آن امپراتورى بزرگ ايران را، شكست دادند، آن امپراتورى بزرگ روم را هم شكست دادند. در عين حالى كه وضع يك وضع سادهاى بود، بين خودشان به دستور قرآن رحمت بود، و بر ديگران شدت.
ارتش اسلامى در كنار تودهها و در مقابل دشمنها
لشكر ما هم بايد اين طور باشد. بايد اين طور باشد بين خودشان، يعنى خودشان و ملت، ملت را عائله خودشان حساب بكنند؛ همان طورى كه با فرزند خودشان رفتار، با برادر خودشان رفتار مىكنند، با مردم هم اين جور باشند؛ در مقابل وقتى كه اجنبى، غير مسلمين، كه حملهاى به شما كردند، اجنبى خواست حمله بكند، آنجا شديد، محكم. اين طور نباشد كه بين خودتان وقتى ضعفا را گير بياوريد اذيت كنيد، و وقتى كه يك صدا از يك جا بلند شود فرار كنيد. خوب، ما ديديم وقتى كه متفقين آمدند، آن مضمونى كه آن