یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩ - شفاعت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٥٩
آخذ است و هم معطی، و مذنب فقط آخذ و معلول است. اما شفاعت باطل از مذنب شروع و به مشفوعٌ عنده ختم میشود؛ یعنی مذنب واسطه را برمیانگیزد و واسطه مشفوعٌ عنده را، شفیع تحت تأثیر مجرم است و مشفوعٌ عنده تحت تأثیر شفیع، علیهذا مشفوعٌ عنده معلولِ معلولِ مذنب است [١]. اما به بیانی که ما گفتیم که شفیع وسیله و واسطه غفران است، خصوصاً با تعبیر عجیب و خارق العاده قل للَّه الشفاعة جمیعاً و همچنین تعبیرات: و لایشفعون الّا لمن ارتضی یا: الّا من اذن له الرحمن و رضی له قولًا [٢] یا: من ذا الذی یشفع عنده الّا باذنه، شفاعت یعنی نفس وسیلهانگیزی، و وسیله و فیضی که از ناحیه آن وسیله میرسد از خدا آغاز میشود [٣].
در شفاعت حق، [وسیله] وسیله بودن خود را از مشفوع عنده و در شفاعت باطل از شفیع کسب میکند:
در شفاعتهای دنیایی که در آن جهان نیست، وسیله صفتِ وسیله بودن را از ناحیه مجرم کسب میکند، مجرم است که وسیله را وسیله قرار داده است. ولی در شفاعت آن جهانی، وسیله صفتِ وسیله بودن را و شفیع صفتِ شفیع بودن را از خداوند کسب میکند.
آیا للمذنب الشفاعة یا للَّه الشفاعة؟:
در شفاعتهای دنیوی باید گفت: للمذنب الشفاعة، یعنی سلسله جنبان شفاعت مجرم است اما در شفاعت حقیقی تعبیر صحیح همان است که قرآن کرده است که: قل للَّه الشفاعة جمیعاً.
قاعده امکان اشرف:
ما اگر فرضاً قرآن هم از شفاعت یعنی وساطت درجات و هم وساطت غفران نام نبرده بود به حکم برهان محکم عقلی (برهانی از
[١] در فلسفه ثابت شده که خداوند همانطور که در ذات واجب و غیر معلول است، در صفات نیز چنین است. واجب بالذات، واجب من جمیع الجهات و الحیثیات است.[٢] ایضاً و لایملک الذین یدعون من دونه الشفاعة الّا من شهد بالحق و هم یعلمون (زخرف، ٨٦)[٣] نکته مهمی اینجا در باب توجه به شعفاء از ناحیه توحید و عبادت پیدا میشود.
اگر توجه اصلی به خدا باشد و از توجه به خدا توجه به وسایط و وسایل پیدا شود، عین توحید و عبادت حق است. ولی اگر توجه به شفعاء مستقل از توجه به خدا باشد، یاد شفیع بیشتر از یاد خدا در دل باشد، توجه به شفیع اصل باشد و توجه به خدا فرع، منافی توحید است.