یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨ - اصل عدالت در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٢٤٨
للمظلوم عوناً. خودش فلسفه پذیرفتن امر خلافت را با آن همه بی رغبتی که دارد، برقراری عدالت میداند. میگوید:
لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ اللَّه علی العلماء ان لایقارّوا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم ... [١]
یا آنکه به ابن عباس میفرماید: این کفش چقدر قیمت دارد؟
میگوید: قیمتی ندارد. میفرماید: خلافت و ریاست و حکومت از این پاره کفش هم در نظر من بیقیمتتر است مگر آنکه اقامه حقی یا رد باطلی کنم [٢]. عدالت از آن نظر که جنبه فردی دارد و یک حسنه اخلاقی است دون مرتبه احسان است و از جهت اجتماعی فوق احسان است، همان طوری که علی علیه السلام عدالت را بر احسان ترجیح داد و گفت: العدل افضلهما ... (نمره ٣). پس ایندو، از نظر فردی احسان و از نظر اجتماعی عدالت افضل است.
٨. عدالت یعنی همه مردم بهره و سهمی را که بالقوه در زمین یا در اجتماع دارند و آن را به فعلیت برسانند، به آنها برسد و حتی تکالیف و رنج و زحمتی هم که به آنها تحمیل میشود متناسب با حق و بهره آنها باشد، نه اینکه یکی مکلف باشد به کار و یکی حق و بهره را ببرد: من له الغنم علیه الغرم.
گفتیم حقی که بالقوه در زمین دارند و در اجتماع. حق بالقوه در زمین نظیر حق بالفعلی است که در هوا و نور و باران همه کس دارد و نظیر حق بالقوه بلکه بالفعلی است که همه فرزندان به عهده پدران و مادران دارند و پدران و مادران نمیتوانند آنها را از حضانت خود محروم کنند. حکما اصطلاحی دارند که میگویند: آباء سبعه و امّهات
[١] علی چون از برنامه خودش که سازشکارانه نبود آگاه بود، میدانست که این برنامه چه مشکلاتی ایجاد میکند. لهذا گفت: دعونی و التمسوا غیری فانا مستقبلون امراً له وجوه و الوان. (ج ١، ص ٢١٧). رجوع شود به علی و عصره صفحه ٩٢٤.[٢] نهج البلاغه ج ١، ص ١٠٠