یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧ - اصل عدالت در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٢٤٧
استحقاق و بردن مسابقه عمل و صلاح در زندگی باشد. زندگی میدان مسابقه است: فاستبقوا الخیرات. زندگی تنازع بقا نیست، اما مسابقه هست (لایسبقکم بالعمل به غیرکم) همان طوری که در امتحاناتِ شاگردها باید رعایت عدالت کرد. عدالت در آنجا اقتضای مساوات در نمره دادن نمیکند، بلکه عدالت اقتضا میکند استحقاقهای آنها را هرکدام آن طوری که هستند بهطور مساوات رعایت کنیم و اگر مساوی نمره بدهیم ظلم کردهایم. قرآن هم اینطور مساوات را محکوم میکند: ام نجعل الذین امنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الارضام نجعل المتقین کالفجار. هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون. و همچنین در مسابقات ورزشی هرکس که برنده شد شهرت و محبوبیت پیدا میکند و بر سکوی افتخار میایستد و مدال افتخار به سینه او میچسبانند گو اینکه منشأ اختلاف اینها طبیعت و آفرینش است، هیچ کس خودش خودش را زورمند یا کم زور یا با هوش و استعداد و یا بیهوش و کم استعداد نکرده. این نکته هم هست و فراموش نشود که اینطور نیست که شاگرد باهوش در همه جهت استعداد بیشتری دارد و گاهی همان کم هوش در قسمت دیگر استعداد بیشتری دارد.
٧. عدالت تنها یک حسنه اخلاقی و یک نافله روحی نیست که از نظر فردی خوب است اینکه آدم عادل باشد؛ مثل اینکه خوب است اهل رضا و تسلیم باشد، خوب است در مصیبتها صابر و در نعمتها شاکر باشد، خوب است حسود نباشد، کینه نداشته باشد و متکبر نباشد، همینطور خوب است که عادل هم باشد. عدالت معنیای وسیعتر است، شامل حقوق اجتماعی است و یک اصل اجتماعی بزرگ اسلامی است و اسلام به آن فوق العاده اهمیت داده و آن را یک وظیفه اجتماعی بزرگ میداند و علی بن ابیطالب شهید راه عدالت شد. علی نه تنها خودش عادل بود بلکه مردی عدالتخواه بود؛ نه اینکه آزاد بود، آزادیخواه بود. فرق است بین عالم و علم دوست و مروّج علم، همچنین فرق است بین عادل و عدالتخواه که: کونا للظالم خصماً و