یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٥ - کرامت نفس، محور اصلی اخلاق اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٤٩٥
دیگری است [١]. عجب و تکبر و خودبینی عبارت است از بینش من به عنوان یک فرد در مقابل افراد دیگر. عجب، خود را از دیگران بهتر دیدن است و یا خود فردی و اکتسابی را خوب دیدن و پسندیدن است و تکبر، خود فردی را برتر از دیگران و خود دیگران را حقیر شمردن است. اما احساس کرامت نفس یعنی خود انسانی را به عنوان گوهری شریف برتر از عجز، دنائت، حقارت دیدن است.
در اینجا خود به عنوان یک معنی نه به عنوان یک تن و یک شخص و یک فرد، در مقابل یک سلسله معانی برتر و بالاتر دیده میشود. این خود همان روح الهی است که: نفخت فیه من روحی.
این خودبینی چیزی از نوع مکاشفه جوهر نفس است با زیباییهای معنویاش، چیزی از نوع شهود یک موجود ملکوتی است، از نوع شهود موجودی است که از عالم قدرت است، از عالم مافوق ماده است، دارای نوعی جمال و بهاء و زیبایی است. این احساس نوعی ادراک ارزش واقعی گوهر ذات است به عنوان ذاتی برتر.
همانطور که در ورقههای روح، خود واقعی و خود خیالی خواهیم گفت- ان شاء اللَّه- شهود این خود همان چیزی است که در حال عبادت تجلی میکند و همان چیزی است که در پرتو ذکر خدا مشهود میشود و غفلت از خدا موجب غفلت از احساس این خود میشود.
در حقیقت این نوع شهود نفس، نوعی خدابینی است. نفس در این شهود، پرتو حق است. نوعی معرفة النفس است و معرفة النفس، خود کافی است برای تشخیص ملائمات و منافرات آن. آگاهی و معرفت به نفس به عنوان چنین گوهری، خود الهام بخش فجور و
[١] این مطلب با آنچه فلاسفه جدید اروپا در باب «کلی» گفتهاند که خیال کردهاند در انسان دو «من» وجود دارد: من فردی و من نوعی، و من نوعی مساوی «ما» است اشتباه نشود. کلی با فرد خود در خارج به هیچ وجه اثنینیت ندارد. این مطلب مبنی بر اصل ذی مراتب بودن انسان در وجود خارجی است.