یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٤ - کرامت نفس، محور اصلی اخلاق اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٤٩٤
نفس، اماته نفس و امثال اینها [١]. آیا این تناقض است یا دو نفس و دو خود است که یکی باید محترم و دیگری خوار، یکی مکرّم و دیگری تحقیر، یکی احیاء و دیگری اماته، یکی تقویت و دیگری تضعیف شود، به سوی یکی باید رفت و از دیگری باید هجرت کرد؟
مسلماً در انسان دو خودِ مجزا نیست، انسان دو شخص نیست.
بعلاوه یک شخص مأمور این کار است نه دو شخص. خود یعنی من.
انسان دارای دو من نیست. پس یکی از این دو خود، خود واقعی است و دیگری بیگانه و به جای خود و خیالی [٢]، یعنی غیر خود را خود پنداشتن [٣]. به عبارت دیگر یکی خود است و یکی ناخود، و یا دو درجه از خود است: یکی عالی و [یکی] سافل، و خود عالی در خود بودن اقوی و اولی است.
اکنون ببینیم کدام خود واقعی است و کدام ناخود. آیا اسلام خود را میخواهد فدای ناخود کند یا ناخود را فدای خود؟
ما در ورقههای روح به دلایلی از جمله از قول روان شناسان و به کمک یک آزمایش ساده ثابت کردهایم که خود انسان این میلها و هواها که متعلق به بدن و شکم و دامن و غیره است نیست، خود واقعی انسان اراده اخلاقی اوست و عقل اوست.
پس اسلام میخواهد ناخود را بشکند تا خود را از زیر خرابههای آن سالم بیرون بکشد.
مسئله دیگر این است که تفاوت این دو خود در چیست و از کجا تشخیص دهیم؟ جواب این است که انسان از آن جهت که انسان است و روحی و جوهری ملکوتی دارد حقیقتی است و از آن جهت که دارای تعینات خاص است که در مقابل جز من قرار میگیرد، چیز
[١] و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی ... ان النفس لامّارة بالسوء ...
بل سوّلت لکم انفسکم ... قد افلح من زکیها.
[٢] رجوع شود به صفحه ٤٨٨.[٣] رجوع شود به ورقههای یادداشت روح، خود واقعی و خود خیالی.