یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٠ - کرامت نفس، محور اصلی اخلاق اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٤٩٠
دانستن و روح را در ذات خود برتر از همه چیز شمردن و اینکه روح هرکس برای او دریای نور و کوه نور خود اوست، مولود آن طرز تفکر الهی مخصوص اسلامی است که روح را جوهری مستقل از بدن و دارای کمال و جمال و جلالی مخصوص به خود و خداوند را برتر و جمیلتر و ارزندهتر و کاملتر و بَهیتر و جلیلتر از همه چیز میداند، که: اللّهم انی اسئلک من بهائک ... پس آن کس میتواند اصل کرامت را به عنوان اصل اول وامّ القضایای اخلاقی بپذیرد که اصل توحید اسلامی را درک کرده باشد و جهان بینی اسلامی داشته باشد.
١٣. معنای جمله الغیبة جهد العاجز این است: غیبت منتها هنر مردمان زبون است. نظیر این در مورد نفاق و غدر و حیلهگری است.
چرا علی غدر نمیکرد و معاویه غدر میکرد؟ زیرا علی از اصل کرامت نفس پیروی میکرد و معاویه از اصل ماکیاولی. و اساساً نفاق و حیلهگری و مکاری و فریبکاری و حریف را از راه اغفال و مانع شدن از اینکه از نیروی خود استفاده کند [از صحنه بدر کردن] از ضعف و ناتوانی و عدم احساس کرامت و قدرت و شخصیت است. در حیوانات نیز شیر که چنگال قوی و دندان تیز دارد خود را برتر میشمارد از اینکه غدر به کار ببرد، برخلاف روباه. پس میتوان گفت که احساس کرامت در عین اینکه احساس یک نوع علوّ و شموخ و جمال است، احساس یک نوع قوّت هم هست.
١٤. در اسلام آبرو موضوعیت دارد، ماء الوجه واجب است که مصون و محفوظ بماند. چیزهایی که موجب ریختن آبرو و حیثیت است حرام است برخلاف اخلاق صوفیانه، و این خود مابه الامتیاز اخلاق اسلامی- که مبنی بر کرامت نفس است- با اخلاق صوفیانه میباشد. رجوع شود به ورقههای آبرو.
١٥. تقلید ملتی از ملت دیگر و فردی از فرد دیگر از فقدان احساس کرامت قومی است. البته ما دو نوع تقلید داریم. یکی به معنای تبعیت از عرف و عادت قومی و سنن آبائی و اجدادی و بقا بر روش قدیمی است که در قرآن از آن زیاد یاد شده و تنقید شده.