یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٥ - ادله کتاب سوزی در ایران
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٤٦٥
شغل آموزگاران و گدایان است [١] در آن روزگار آموزگاری یعنی تعلیم اطفال در میانه عرب بسیار خوار بود، زیرا حقوق آنان ٦٠ درهم بیش نبود و این مزد در نظر ایشان بسیار ناچیز بود [٢] ٤. ابن خلدون در فصل «العلوم العقلیة و اصنافها» (صفحه ٥٧٤) گوید:
وقتی که کشور ایران فتح شد کتب بسیاری در آن سرزمین به دست تازیان افتاد. سعد بن ابی وقاص به عمربن الخطاب در خصوص آن کتب نامه نوشت و در ترجمه کردن آنها برای مسلمانان رخصت خواست. عمر بدو نوشت که آن کتابها را در آب افکند، چه اگر آنچه در آنهاست رهنمایی است خدا ما را به رهنماتر از آن هدایت کرده است و اگر گمراهی است خدا ما را از شر آن محفوظ داشته. بنابراین آن کتابها را در آب یا در آتش افکندند و علوم ایرانیان که در آن کتب مدوّن بود از میان رفت و به دست ما نرسید [٣] ایضاً مینویسد که ابوالفرج بن العبری در مختصرالدول و عبداللطیف بغدادی در کتاب الافادة و الاعتبار و قفطی در تاریخ الحکماء در شرح حال یحیی نحوی و حاجی خلیفه در کشف الظنون [٤]
[١] همین جاحظ در کتاب المحاسن و الاضداد، صفحه ٤ مدعی است که ایرانیان علاقه زیادی به نوشتن کتاب نداشتند و بیشتر علاقهشان به ساختمان بود- رجوع شود.[٢] نقل از تاریخ ادبیات دکتر صورتگر از انتشارات مؤسسه وعظ و خطابه، صفحه ١٠.[٣] نقل از پورداود، یشتها، ج ٢، ص ٢٠.[٤] حاجی خلیفه اسمی از کتابخانه اسکندریه نبرده، بلکه به صورت مجهول گفته یروی که مسلمانان در صدر اسلام همه کتابها را محو میکردند.