یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٥ - اصل عدالت در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٦، ص: ٢٤٥
است که با وجود این ظلم فاحش ولو آنکه صورت شرعی داشته باشد که یکی دیگری را میدرّد و میرباید و میخورد، آکل و مأکول به حکم علایق معنوی یکدل و همفکر باشند و در یک صف بایستند؟
اسلام اگر تنها به شکل یک آیین اخلاقی و مکتب پند و نصیحت بروز میکرد قادر نبود که آن اتحاد را به وجود بیاورد، بلکه به صورت یک انقلاب اجتماعی ظهور کرد و ناهمواریهایی را صاف کرد.
٥. در اسلام با القاب هم حتی مبارزه شده. خود این تبعیض یک مشکل و یک ناهمواری به وجود میآورد. در آیه قرآن میفرماید:
... الذین یفرحون بما أتوا و یحبون ان یحمدوا بما لم یفعلوا فلاتحسبنهم بمفازة من العذاب.
و هم در مورد القاب مذمومه میفرماید:
و لاتنابزوا بالالقاب بئس الاسم الفسوق بعد الایمان.
این تفاوت در لقب مانع میشود که دو نفر در یک صف بایستند، یکی حسن کچل و حسین لنگ و تقی دوکله و نقی چهارپا باشد یا حسن پررو و یکی [را] حضرت مستطاب اجل ارفع امجد عمدة الچی و الچی خطاب کنند. اما لقبی که نماینده اجمالی از یک مسابقه باشد مثل دکتر و مهندس، مانعی ندارد.
٦. معنای عدالت این نیست که همه مردم در محصول رنج و زحمت و کار یکدیگر شریک باشند و مانند اعضای یک خانواده هرکسی هرچه به دست میآورد بیمضایقه در همان خانه خرج میکند و جیبها یکی است. البته ممکن است گاهی (نه همیشه) علایق خانوادگی تا این اندازه صمیمیت به وجود آورد کما اینکه علایق ایمانی هم احیاناً همین قدر صمیمیت به وجود میآورد، اما نمیشود حکم کلی کرد و این را به صورت قانون ذکر کرد. این فوق عدالت و