راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٠٢ - حقوق مسلمانان
در كتاب المكارم از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: «هر گاه روز قيامت شود، بنده به خدا توسل جويد و خداوند از او به آسانى حساب بكشد و بگويد: اى مؤمن چه چيز تو را مانع شد از اين كه مرا وقتى بيمار بودم، عيادت كنىي آن مؤمن گويد: خدايا تو پروردگار منى و من بنده توأم، تو آن زنده پايدارى هستى كه درد و رنج تو را نرسد پس خداى عزّ و جلّ فرمايد: هر كس مؤمنى را به خاطر من عيادت كند، بتحقيق مرا عيادت كرده است. سپس به اين بنده خطاب مىرسد آيا فلانى فرزند فلانى را مىشناسىي عرض مىكند: آرى پروردگار من! پس مىفرمايد: چه چيز مانع تو شد كه وقتى بيمار بود از او عيادت كنىي بدان كه تو اگر از او عيادت كرده بودى، از من عيادت كرده بودى و سپس مرا در نزد او ديده بودى وانگهى اگر حاجتى را از من درخواست مىكردى برآورده مىساختم و آن را ردّ نمىكردم.»«٣٠٠»
از پيامبر (ص) نقل شده است، وقتى كه از سلمان عيادت كرد، و خواست بلند شود، فرمود: «سلمان! خداوند ناراحتى تو را برطرف كند و گناه تو را ببخشد و دين و سلامتى تو را تا پايان عمرت حفظ كند.»«٣٠١»
از امام صادق (ع) است كه فرمود: «هر گاه كسى از شما براى عيادت برادر مؤمنش وارد شد، بايد براى او دعا كند زيرا دعاى او همانند دعاى فرشتگان است.»«٣٠٢»
و آن حضرت فرمود: «هر كه براى خدا از بيمارى عيادت كند، آن بيمار چيزى را براى عيادت كننده از خدا نخواهد خواست، مگر آن كه خداوند مستجاب گرداند.»«٣٠٣»
در كافى از يكى از مواليان امام صادق (ع) نقل شده كه مىگويد: «يكى از دوستان امام (ع) مريض شد ما جمعى از مواليان امام، به عيادت او مىرفتيم. پس در بين راه با امام (ع) روبرو شديم فرمود: كجا مىخواهيد برويدي گفتيم: مىخواهيم به عيادت فلانى برويم فرمود: بايستيد، ايستاديم فرمود: همراه كسى از شما سيب، يا گلابى يا ترنج، يا
[٣٠٠] کافي، ج ٣، ص ٤١٧، اين حديث را بغوي در المصابيح، ج ١، ص١٠٣ نقل کرده است.
[٣٠١]و ٣٠٢ – مکارمالاخلاق، ص ٤١٧ و ٤١٨.
[٣٠٣]- کافي، ج ٣، ص ١١٨.