راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢١ - باب پنجم در دلسوزى تاجر نسبت به امور مربوط به دين و اهتمام به آخرتش
بنابراين شايسته است كه اوّل روز را تا وقتى كه وارد بازار مىشود براى آخرتش قرار دهد و همواره مسجد برود و به اذكار و اوراد بپردازد، و پيشينيان صالح اول و آخر روز را به امور مربوط به آخرت و وسط روز را به تجارت اختصاص مىدادند، به طورى كه بامدادان كسى حليم و كله پاچه نمىفروخت، مگر كودكان و اهل ذمّه، زيرا مردم مسلمان در آن وقت در مساجد بودند.
در خبر است: «وقتى فرشتگان در اول و آخر روز، نامه عمل بندهاى را بالا مىبرند اگر در اول و آخر آن ذكر خدا و كار خيرى باشد خداوند هر عمل بدى را كه در آن ميان باشد مىآمرزد.»«٢١»
وانگهى هر گاه وسط روز صداى اذان را براى نماز ظهر و عصر شنيد، سزاوار است كه پى شغلى نرود و از جا بلند شود و هر كارى كه دارد بگذارد تا فضيلت تكبيرة الاحرام اوّل وقت را با امام جماعت از دست ندهد كه تمام دنيا با آنچه دارد با آن برابرى نمىكند و از نظر بعضى از علما اگر در نماز جماعت حاضر نشود گنهكار است. پيشينيان به هنگام اذان به مساجد مىشتافتند و بازارها را به بچهها و اهل ذمّه وا مىگذاشتند و در اوقات نماز به مبلغ ناچيزى كسى را براى نگهدارى مغازهها اجير مىگرفتند و امرار معاش ايشان اين گونه بوده است. در تفسير قول خداى تعالى: لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ الله آمده است كه آنان آهنگران و چرمدوزان بودند و چنان بوده كه هر گاه يكى از ايشان پتكى را بلند كرده بود و يا درفش را در چرم فرو برده بود و اذان را مىشنيد، درفش را از سوراخ چرم در نمىآورد و پتك را بر نمىگرداند و آنها را كنارى مىانداخت و به سراغ نماز مىرفت.»
مىگويم: از طريق شيعه درباره اين آيه شريفه آمده است: «ايشان بازرگانانى هستند كه بازرگانى و داد و ستد آنان را از ياد خدا باز نمىدارد هر گاه وقت نماز فرا
خانههايي که خداوند اذن داده تا ديوارهاي آن را بالا ببرند و نام خدا در آن برده شود ...
[٢١]- اين حديث را ابويعلي با مقداري اختلاف به طوري که در المغني آمده است – از قول انس به سند ضعيف نقل کرده است.