راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٦ - ٢- مهمان، خوشحال برگردد،
تواضع و خوشخويى.»
نقل كردهاند كه كودكى استاد ابو القاسم جنيد را چهار مرتبه به مهمانى پدرش دعوت كرد، هر چهار مرتبه، پدرش جنيد را برگرداند و او در هر مرتبه به خاطر شاد كردن دل بچه حضور مىيافت و براى رضايت پدرش بر مىگشت! اين قبيل نفسهايند كه براى تواضع در پيشگاه خدا سركوب شدهاند و به يكتا پرستى او آرام گرفتهاند، به طورى كه صاحب چنان نفسى در هر رفت و برگشت فقط به خدا توجه دارد و به بىحرمتى كردن بندگان شكسته نمىشود، همچنان كه از احترامات ديگران شادمان نمىگردد بلكه همه را از خداوند قهار مىبيند. از اين روست كه يكى از بزرگان مىگويد: «من هيچ مهمانى را قبول نمىكنم مگر به سبب آن كه غذاى بهشتى را خاطرنشانم مىكند يعنى غذاى پاك و پاكيزهاى است كه رنج و زحمت حساب آن از ما برداشته مىشود.»
٣- بدون رضايت و اجازه صاحبخانه بيرون نرود
و در مدّت توقّف در خانه او رضايت قلبى او را در نظر بگيرد و هر گاه به عنوان مهمان وارد شد بيش از سه روز نماند، چه بسا كه به ستوه آيد آزرده خاطر شود و نياز به بيرون كردن از منزلش پيدا كند، پيامبر (ص) فرمود: «مهمانى سه روز است، مازاد بر آن، صدقه مىباشد.»«٦١»
آرى اگر صاحبخانه صميمانه از او بخواهد كه بماند، آن وقت ماندنش مانعى ندارد. مىگويم: از طريق راويان شيعه از امام صادق (ع)، در كتاب كافى نقل شده است كه فرمود: «رسول خدا (ص) فرموده است: روز اول و دوم و سوم مهمانى
«٦١» ترمذى اين حديث را در صحيح خود ج ٨ ص ١٤٥ نقل كرده و مى گويد: اين حديث حسن و صحيح است