راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٤٥
ايشان عدالت را رعايت كنى و براى ايشان همانند پدر مهربانى باشى و نادانى ايشان را بر آنها ببخشايى و آنها را مجازات نكنى و خدا را بر نعمت قدرتى كه نسبت به ايشان به تو داده است سپاسگزار باشى.
اما حق كسانى كه تحت سرپرستى تو به كسب علم مشغولند (شاگردان)، آن است كه بدانى خداى عزّ و جلّ تو را به خاطر علمى كه داده و درهاى خزانه دانش را به روى تو گشوده است، سرپرست ايشان قرار داده، حال اگر در آموزش مردم وظيفهات را خوب انجام دهى و سخن نادرست به ايشان نگويى و آنان را نيازارى خداوند لطف بيشترى به تو خواهد كرد و اگر از دانش خود مردم را بىبهره بدارى و يا در وقت درخواست علم از تو به آنان سخن ناروا بگويى بر خداوند لازم خواهد بود كه علم و ارزش آن را از تو بگيرد و منزلت تو را از دلها زايل كند.
اما حق همسر، آن است كه بدانى خداى تعالى او را وسيله آرامش و انس تو قرار داده است و بدانى كه آن نعمتى از جانب خداى تعالى بر تو است، پس آن را گرامى دارى و با او مدارا كنى، هر چند كه حق تو بر همسرت واجبتر است، با وجود اين بر تو لازم است كه نسبت به او مهربان باشى زيرا او زيردست تو است و بايد غذا و لباس او را تأمين كنى و هر گاه نادانى كرد، او را ببخشى.
اما حق خدمتگزار (غلام)، آن است كه بدانى او نيز آفريده پروردگار تو و پسر پدر و مادر تو (آدم و حوّا) و گوشت و خون تو است، اكنون تو صاحب اختيار او نشدهاى، به اين دليل كه تو آفريدگار اويى و نه خدا. تو نه چيزى از اعضاى بدن او را آفريدهاى و نه روزى دهنده اويى، بلكه اين خداى تعالى است كه تمام اينها را به او مرحمت كرده و بعد او را فرمانبر تو و تو را امانتدار او قرار داده و او را به تو سپرده است تا هر خيرى كه به او مىرساند براى تو پاس دارد بنابراين به او نيكى كن چنان كه خدا به تو نيكى كرده است و اگر ناراضى بودى عوض او را جايگزين كن و مخلوق خدا را ميازار. و لا قوّة الّا باللّه.
اما حق مادرت آن است كه او بار سنگين تو را طورى تحمّل كرد كه هيچ كسى