راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٤٠
اشاره كرد- و در دست او بگذاريد و بگوييد: اين لقمه را بخور.»«٤٧٢»
مردى بر سلمان- رضى الله عنه- وارد شد كه پيرمردى افتاده بود. سلمان گفت:
اى بنده خدا اين چه حالى استي گفت: خدمتگزارم را به دنبال حاجتى فرستادم نخواستم كه دو كار را با هم به او واگذارم.
پيامبر (ص) فرمود: «همه شما چوپانيد (سرپرستيد) و همگى درباره رعيّت (افراد تحت سرپرستى) خود بازخواست مىشويد.»«٤٧٣»
پس كليه حق مملوك آن است كه صاحب وى او را در غذا و لباس خود شريك سازد و بيش از توانايىاش به كارى وادار نكند و به ديده كبر و خود بزرگى به او ننگرد و از لغزش او درگذرد و موقع خشم بر او در وقت خطا و يا جنايت در نافرمانيهايش و جنايت در حق الله و كوتاهى در اطاعت خدا- با اين كه قدرت خدا بر او بالاتر از قدرت اوست- بينديشد.
مىگويم: از طريق خاصّه (شيعه) در اين باب روايتى در كافى از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود: «هر گاه بردهاى را خريديد، بهاى او را در كفّه ترازو به او نشان ندهيد، زيرا هر بردهاى كه بهاى خودش را در كفّه ترازو ببيند رستگار نشود، پس هر گاه بردهاى خريدى، اسمش را عوض كن و چون در ملك تو قرار گرفت، مقدارى شيرينى به او بخوران و چهار درهم از جانب او صدقه بده.»«٤٧٤»
از آن حضرت است كه فرمود: «از يمن اسيرانى را به خدمت رسول خدا (ص) مىآوردند. وقتى به جحفه رسيدند خرجى آنها تمام شد. كنيزى را از اسيرانى كه همراهشان بودند فروختند. وقتى خدمت پيامبر (ص) رسيدند، صداى گريهاى را شنيد.
فرمود: اين گريه چيستي گفتند: يا رسول الله ما به خرجى احتياج پيدا كرديم دختر آن
[٤٧٢] اين حديث را مسلم در ج ٥، ص ٩٤، با کمي اختلاف نقل کرده و خرائطي – چنان که در المغني آمده – به دو عبارتي که مصنّ، نقل کرده، آورده است.
[٤٧٣]- بخاري، در ج ٣، ص ١٨٧، اين حديث را نقل کرده است.
[٤٧٤]- کافي، ج ٥، ص ٢١٢، شماره ١٤.