راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٣٢ - حقوق پدر و مادر و فرزند
سرش را نظافت مىكردم و خدمتكارش بودم. مادرم به من گفت: پسرم تو زمانى كه دين مرا داشتى چنين رفتارى با من نمىكردى، اين چه رفتارى است كه از تو مىبينم از زمانى كه از دين ما رفتهاى و به دين پاك وارد شدهاىي گفتم: مردى از فرزندان پيغمبر به من اين طور دستور داده است. مادرم گفت: آن مرد پيغمبر استي گفتم: نه، بلكه پسر پيغمبر است، گفت: نه، آن مرد، خود پيامبر است، زيرا دستورى كه به تو داده است از سفارشهاى پيامبران است، گفتم: مادر جان، پس از پيامبر ما پيامبرى نباشد و او پسر پيامبر است. گفت: دين تو بهترين دين است، آن را به من تعليم ده، من اسلام را به او عرضه داشتم و او مسلمان شد و برنامه اسلام را به او آموختم، او نماز ظهر، عصر، مغرب و عشا را خواند و در همان شب عارضهاى به او رخ داد، به من گفت: پسرم آنچه به من آموختى دوباره بياموز من آنها را تكرار كردم، مادرم اقرار كرد و از دنيا رفت و چون صبح شد، مسلمانان آمدند، او را غسل دادند و من خود به جنازه او نماز خواندم و او را در قبرش گذاشتم.»«٤٣٨»
از ابراهيم بن شعيب نقل شده كه مىگويد: «به امام صادق (ع) عرض كردم: پدرم به حدى پير و ضعيف شده است كه او را براى قضاى حاجت بر پشت خود حمل مىكنم، فرمود: تا آن جا كه مىتوانى خودت اين كار را بكن و با دست خودت لقمه را در دهانش بگذار تا سپر آتش فردايت باشد.»«٤٣٩»
جابر مىگويد: «شنيدم مردى به امام صادق (ع) عرض مىكرد: من پدر و مادرى دارم مخالف مذهب شيعه حضرت فرمود: با آنها خوشرفتارى كن چنان كه با مسلمانهاى دوست ما خوشرفتارى مىكنى.»«٤٤٠»
از امام باقر (ع) روايت شده است كه فرمود: «سه چيز است كه خداى تعالى به هيچ
[٤٣٨] کافي، ج ٢، باب البرّ بالوالدين، ج ص ١٥٧، شماره ١١؛ اين حديث دليل بر طهارت اهل کتاب نيست تا با مشهور فتاوي و روايات مربوط به نجاست آنها منافات داشته باشد بلکه در صورت طهارت طعام آنها و عدم مباشرت و عدم سرايت بياشکال است.
[٤٣٩]و ٤٤٠- همان مأخذ، همان صفحه، همان باب، شمارههاي ١٣، ١٤، ١٥و ١٩.