راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٢ - باب چهارم در آداب مهمانى
نام محلّى است در چند ميلى مدينه كه پيامبر (ص) در ماه رمضان موقعى كه به آنجا رسيد، روزهاش را افطار كرد و نمازش را در سفر به آن جا قصر خواند.
مىگويم: در كتاب كافى از ابو جعفر (ع) رسيده است كه گفت: «رسول خدا (ص) فرمود: من به حاضر و غايب امتانم سفارش مىكنم كه دعوت مسلمان را اگر به فاصله پنج ميل هم باشد بپذيرند كه اين عمل از ديانت است.»«١٨»
از ابو عبد الله (ع) نقل شده است كه فرمود: «از جمله حقوق واجب يك مسلمان بر برادر مؤمنش قبول دعوت اوست.»«١٩»
غزالى گويد:
٣- به دليل روزه داشتن از قبول دعوت خود دارى نكند، بلكه حاضر شود اگر ديد كه افطار كردنش باعث خوشحالى برادر مسلمان مىشود بايد افطار كند و براى اين افطار كه به نيّت شاد كردن دل برادر مؤمن است ثواب روزه داشتن و بالاتر از آن حساب مىشود- اين عمل در روزه مستحبى است- اما اگر بر شادى قلب مؤمن يقين نداشت، بايد همان ظاهر حرف او را تصديق كرده و باز هم افطار كند، و اگر ثابت شد كه در باطن از افطار كردن او خوشحال نمىشود بايد به بهانهاى روزهاش را افطار نكند. رسول خدا (ص) به كسى كه به بهانه روزه داشتن از قبول دعوت خود دارى كرده بود، فرمود: «برادر دينىات براى تو خودش را به زحمت انداخته تو مىگويى روزه دارمي»«٢٠» ابن عباس مىگويد: «از بالاترين حسنات احترام به همنشينان است، بنابراين افطار (روزه مستحبى) به اين نيّت و به عنوان حسن خلق يك عبادت است و ثوابش بالاتر از ثواب روزه داشتن است.»
مىگويم: از طريق شيعه روايتى به سند صحيح از امام صادق (ع) رسيده است كه
«١٨» كافى ج ٦ ص ٢٧٤ شماره ٤ و ٥
«١٩» كافى ج ٦ ص ٢٧٤ شماره ٤ و ٥
«٢٠» عراقى گويد: اين حديث را بيهقى در شعب الايمان به نقل از ابوسعيد خدرى آورده و دارقطنى نظير آن را از قول جابر نقل كرده است