راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٠ - باب چهارم در آداب مهمانى
غذا دادن و شادمان كردن دلهاى مؤمنان باشد. بهتر است كسى را كه مىداند پذيرفتن دعوت برايش زحمت دارد و وقتى هم كه بيايد به گونهاى باعث ناراحتى حاضران مىشود، دعوت نكند و خوب است كسى را كه علاقمند به پذيرايى اوست دعوت كند.
غذا دادن به آدم پرهيزگار نوعى كمك به او در راه طاعت خداى عزّ و جلّ و غذا دادن به آدم فاسق تقويت او در راه فسق و فجور است.
اما قبول دعوت، سنّت مؤكد است و در برخى موارد بعضى قائل به وجوبند.
پيامبر (ص) فرمود: «اگر مرا به (آبگوشت) پاچهاى دعوت كنند، مىپذيرم و اگر به من ذراع (گوسفندى) هديه دهند، قبول مىكنم.»«١٤»
آداب پذيرش دعوت پنج تاست:
١- در پذيرفتن دعوت، بين ثروتمند و فقير تفاوتى قائل نشود كه خود نوعى تكبّر و خود بينى است و از آن نهى شده است. به همين دليل بعضى از اصل پذيرش دعوت خود دارى كرده و گفتهاند: انتظار آبگوشت ذلّت است ديگرى گويد: وقتى كه دستم را ميان ظرف ديگرى مىبرم در حقيقت خودم را در نزد او خوار كردهام. بعضى از خود خواهان، دعوت توانگران را مىپذيرند، امّا دعوت مستمندان را رد مىكنند كه اين خلاف سنّت بوده و نهى شده است، «رسول خدا (ص) دعوت آزاد، برده، فقير و درمانده را مىپذيرفت.»«١٥» حسن بن على (ع) به گروهى از مستمندان گذر كرد كه در سر گذرگاهى اصلى گدايى مىكردند، آنان پارههاى نان كه روى شنهاى زمين انداخته بودند، مىخوردند و آن حضرت سوار بر استر بر آنها سلام كرد. آنها گفتند: فرزند دختر پيامبر خدا بفرماييد غذا ميل كنيد! فرمود: بسيار خوب! خداوند مستكبران را دوست نمىدارد.
از مركب پياده شد و با آنها روى زمين نشست و غذا ميل كرد آنگاه خداحافظى كرد و سوار بر مركب شد و فرمود: من دعوت شما را قبول كردم. اكنون شما نيز دعوت مرا
«١٤» السنن الكبرى بيهقى ج ٧ ص ٢٧٣ از قول شافعى و بخارى اين حديث را نقل كرده است
«١٥» ترمذى اين حديث را نقل كرده اما ضعيف شمرده است و ابن ماجه و حاكم نيز نقل كرده اند اما صحيح دانسته اند