راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣٣ - حق هشتم سبك گرفتن و ايجاد تكليف نكردن است
كم صديق عرفته بصديق *** صار احظى من الصّديق العتيق
و رفيق رأيته فى طريق *** صار عندى هو الصديق الحقيق«٧٠»
و هر گاه فضيلت را براى خود ببيند، دوستش را كوچك شمرده است و اين صفت در بين عموم مسلمين نكوهيده است. پيامبر (ص) فرمود: «در بدى شخص همين بس كه دوستش را تحقير كند»«٧١» و از كمال انبساط و ترك تكلّف آن است كه با دوستانش در هر هدفى كه دارد مشورت كند چرا كه خداى تعالى فرموده است: وَ شاوِرْهُمْ في الْأَمْرِ«٧٢» و سزاوار نيست كه چيزى از اسرارش را از ايشان پوشيده دارد، همان طورى كه از يعقوب برادرزاده معروف نقل كردهاند كه گويد: اسود بن سالم نزد عمويم، معروف، كه با هم دوست بودند، آمد و گفت: همانا بشر بن حارث، دوستى با تو را، دوست مىدارد اما شرم مىكند كه آن را به زبان آورد، مرا نزد تو فرستاده تا از تو بخواهم كه مابين خود و او عقد اخوت برقرار كنى، اخوّتى كه بر آن اعتماد و تكيه كند، امّا شرايطى نيز دارد. يكى اين كه دوست ندارد اين دوستى به زبانها بيفتد و ديگر آن كه بين تو و او ديدار و ملاقاتى نباشد، زيرا او از ملاقات زياد ناراحت مىشود. معروف پاسخ داد: اما من وقتى با كسى دوست شدم، جدايى از او را شب و روز نمىپسندم، بلكه همه وقت از او ديدن مىكنم و در هر حال او را بر خودم مقدّم مىدارم. و آنگاه در فضيلت دوستى و محبّت در راه خدا احاديث زيادى را نقل كرد، سپس در آن باره گفت: رسول خدا (ص) با على برادر شد،«٧٣» پس در علم با او شريك شده«٧٤» و شتران قربانى را با او تقسيم كرد«٧٥» و
[٧٠] چه بسا دوستي که او را به وسيله دوستي شناختم و از دوست قديمي، پر بهرهتر بود و رفيقي که او را در طول راه ديدم (و در سفر آزمودم) و براي من دوست واقعي گرديد.
[٧١]- اين بخش از سخنن پيامبر (ص) در ذيل حديث «لاتدابروا» قبلاً گذشت.
[٧٢]- آل عمران / ١٥٩: و با آنان در کارها مشورت کن.
[٧٣]- حديث مواخاة بين پيامبر (ص) و علي (ع) را ترمذي در سنن، ج ١٣، ص ١٦٩ و بغوي در المصابيح، ج ٢، ص ٧٥ و حاکم در المستدرک، ج٣، ص١٤ نقل کرده و بعضي از کساني که کينه شديدي به اميرالمؤمنين (ع) دارند در آن مناقشه کردهاند و علاّمه اميني در کتاب ارزنده الغدير، ج ٣، ص ١٧٣ – ١٧٥ پاسخ داده است. علاقمندان به اين اثر مراجعه کنند.