راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤١٣ - حق چهارم حق بر زبان به سخن گفتن است
تا بدنش را بخاراند. آن ديگرى نيز ايستاد. ابو درداء گريه كرد و گفت: برادران در راه خدا اين چنين همكارى مىكنند و هر گاه يكى از آنها بايستد ديگرى نيز مىايستد. با هماهنگى اخلاص و صميميت كامل مىشود و هر كه در برادرى مخلص نباشد منافق است و اخلاص عبارت است از همسان بودن نهان و آشكار، زبان و دل و باطن و ظاهر و در حضور جمع و در تنهايى. در حالى كه اختلاف و تفاوت در يكى از اين موارد بر هم زننده دوستى است و چنين چيزى فساد در دين و ناشايستگى در طريق مؤمنين است و هر كس در خودش اخلاص در دوستى را نمىبيند جدايى و گوشهگيرى برايش بهتر از برادرى و دوستى است زيرا حق دوستى سنگين است و جز شخص محقّق تحمّل آن را ندارد و ناگزير اجر و مزد فراوان دارد و جز آدم موفّق، كسى به آن نمىرسد. از اين رو گفتهاند: با همسايه خوب رفتار كن تا مسلمان باشى، يا با رفيقت خوب رفاقت كن تا مؤمن باشى«٣٧» ببين چگونه ايمان را پاداش رفاقت و اسلام را جزاى همسايگى قرار داده است، و فرق بين فضيلت ايمان و فضيلت اسلام به ميزان تفاوت بين دشوارى اداى حق همسايه و اداى حق رفاقت است زيرا رفاقت در حالات مختلف و پشت سر هم بلكه همواره حقوق زيادى را مىطلبد در صورتى كه همسايگى تنها حقوق خاصى را در اوقات خاص به طور غير مداوم مىطلبد و از آن جمله است، آموزش و خير انديشى، زيرا نياز برادرت به دانش كمتر از نياز به مال نيست. پس اگر توانايى علمى داشتى بايد از فضل خود بر او ارزانى دارى و او را بدانچه در دين و دنيا سودمند است راهنمايى كنى.
پس اگر او را تعليم دادى و ارشاد كردى اما او مطابق علمش عمل نكرد بايد او را نصيحت كنى، به اين ترتيب كه زيانهاى آن كار و فوايد ترك آن را يادآورى نمايى و او را از ناگواريهاى دنيا و آخرت بترسانى تا از آن كار منزجر شود و معايب او را به وى
[٣٧] بخش اول اين حديث را ابن ماجه به شماره ٤٢١٧ در ضمن حديثي به سند حسن از ابوهريره نقل کرده که در آن جا – به جاي مُسلِماً – مُؤمِناً آمده است. عراقي گويد: قضاعي در مسند الشهاب با همين عبارت مصنّف نقل کرده است.