راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٢ - بيان خشم و كين در راه خدا
دشمن بدارمي مىگويم: او را به خاطر اسلامش دوست و به خاطر معصيتش دشمن بدار! و با وى به گونهاى باش كه اگر آن را با حال كافر بدكارى مقايسه كنى تفاوت آن دو را درك كنى و آن تفاوت، محبت براى اسلام و اداى حق آن است. جنايت در حق خدا و طاعت او مانند جنايت در حق تو و اطاعت تو است بنابراين هر كس در هدفى با تو موافق و در هدف ديگر مخالف باشد با او در حالتى متوسّط بين گرفتگى و گشادهرويى و بين اقبال و اعراض و بين محبّت به او و دورى از او باش، نه زياد احترام كن مانند احترام به كسى كه در تمام اهدافت با تو موافق است و نه زياد اهانت كن مانند اهانت به كسى كه در تمام اهدافت با تو مخالف است. وانگهى اين حالت بينابين يك مرتبه، آن وقتى است كه مخالفت غلبه دارد و به طرف اهانت متمايل است و به هنگام غلبه موافقت به طرف خوشرفتارى و احترام گرايش دارد. همچنين لازم است درباره كسى كه هم خدا را اطاعت و هم معصيت مىكند و يك مرتبه مطابق رضاى خدا رفتار مىكند و يك بار خشم و غضب خدا را بر مىانگيزد اين حالت بينابين حفظ شود.
اگر بگويى: چگونه ممكن است اظهار دشمنى كردي مىگويم: اما در گفتار يك مرتبه وسيله حرف نزدن و هم سخن نشدن و يك مرتبه با ارزش ندادن و درشتى و اما در عمل يك بار با كمك و يارى نكردنش و يك بار با بدرفتارى و يك بار با مخالفت با اهدافش كه بعضى از اينها بدتر از بعضى است، بر حسب درجات تبهكارى و معصيتى كه از او صادر شده است. اما آنچه به منزله لغزشى است كه معلوم مىشود او پشيمان است و دوباره انجام نمىدهد بهتر آن است كه ناديده گرفته شود و پرده پوشى كنند. اما آنچه در آن پافشارى دارد، چه گناه صغيره و چه كبيره، اگر از كسانى است كه ما بين او و تو دوستى و رفاقتى است، حكم ديگرى دارد و اختلاف دانشمندان در اين مورد خواهد آمد و اما اگر برادرى و معاشرت زيادى نداريد، از اظهار اثر دشمنى و مخالفت ناگزيرى، يا به وسيله روگرداندن و دورى از وى و كم اعتنايى به او و يا در ارزش ندادن و درشت گويى با او، كه اين بدتر از روگرداندن و اعراض است و اين تفاوت بر حسب سنگينى و سبكى