راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥١ - باب هفتم در مسائل متفرّقهاى كه بسيار مورد نيازند
و فرمود: «وقتى كه مردى به ديدن برادر دينىاش مىرود، خداوند فرشتهاى را سر راه او قرار مىدهد كه به او مىگويد: كجا مىروىي جواب مىدهد به ديدن برادرم، فلانى مىروم فرشته مىپرسد: آيا حاجتى در نزد او دارىي مىگويد: خير. مىپرسد: آيا خويشاوندى بين شما وجود داردي مىگويد: خير. مىپرسد: آيا به شما احسانى كرده استي مىگويد: خيري مىپرسد: پس چرا به ديدنش مىروىي مىگويد: براى خدا او را دوست دارم. آن فرشته مىگويد: خداوند، مرا به سوى تو فرستاده است تا به تو خبر دهم كه به خاطر دوست داشتن برادر دينىات، خداوند تو را دوست مىدارد و بهشت را براى تو واجب كرده است.»«٢٤»
و آن حضرت فرمود: «محكمترين رشتههاى ايمان حبّ و بغض در راه خداست»«٢٥». به همين جهت براى شخص لازم است دشمنانى داشته باشد تا براى رضاى خدا آنان را دشمن بدارد، همچنان كه دوستانى داشته باشد كه در راه خدا آنان را دوست بدارد.
روايت شده است كه خداوند به يكى از پيامبرانش وحى فرمود: «اما پارسايى تو در دنيا باعث آسايش فورى تو گشته و اما بريدن تو از غير من و پيوستنت به من باعث عزّت تو به وسيله من شده است، ليكن آيا به خاطر من با كسى دشمن و يا با كسى دوست شدهاىي» پيامبر (ص) مىفرمايد: «خداوندا! براى هيچ تبهكارى بر من منّتى قرار نده به اين ترتيب كه محبت مرا نصيب او گردانى.»«٢٦»
اليه و رغبة في لقائه» بر گرفته است.
[٢٤]- اين حديث را احمد در مسند، ج ٢، ص ٤٨٢ و ٥٠٨ آورده است.
[٢٥]- اين حديث را نيز احمد در ج ٤، ص ٢٨٦ از براء بن عازب نقل کرده است.
[٢٦]- اين حديث را ابن مردويه در تفسيرش از روايت کثير بن عطيه از مردي که نام نبرده نقل کرده و ابومنصور ديلمي در مسند الفردوس از حديث معاذ و ابوموسي در کتاب تضييع العمر و الايام به صورت نقل کرده است و تمام سندهايي که داده – به طوري که در المغني آمده – ضعيف است.