راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٠ - باب هفتم در مسائل متفرّقهاى كه بسيار مورد نيازند
باغ، چيزى تناول مىكند فرمود: اگر در چنين مقامى است و هيچ سهمى از باغ ندارد، من دوست ندارم كه از آن چيزى بگيرم.»«٤٢»
از محمد بن مروان نقل است كه مىگويد: «به امام صادق (ع) عرض كردم: به ميوهاى گذر مىكنم و از آن مىخورمي فرمود: بخور، امّا نبر عرض كردم: آنها ميوهها را خريدهاندي فرمود: بخور امّا نبر، گفتم: فدايت شوم: بازرگانان آن ميوهها را خريدهاند و پول آنها را از مالشان پرداخت كردهاندي فرمود: چيزى را خريدهاند كه مال ايشان نيست.»«٤٣»
از يونس به نقل از بعضى رجال حديث از امام صادق (ع) روايت شده است، كه مىگويد: «از آن حضرت درباره مردى پرسيدم كه به باغى گذر مىكند كه اطرافش ديوار شده، يا ديوار نشده است، آيا حق دارد كه از ميوه آن باغ بخورد، در حالى كه چيزى جز ميل نفسانى او را وادار به خوردن ميوه نمىكند و چيزى به همراه دارد كه مىتواند او را از خوردن آن ميوه بىنياز كند و آيا او حق دارد كه براى جلوگيرى از گرسنگى از آن ميوه بخوردي فرمود: اشكالى ندارد كه بخورد ولى با خود نبرد و فاسد نسازد.»«٤٤»
از بعضى از روايان شيعه به نقل از آن حضرت آمده كه مىگويد: «به آن حضرت عرض كردم: مردى از كنار مزرعهاى مىگذرد و خوشهاى از آن را برمىگيردي فرمود:
حق ندارد. عرض كردم: يك خوشه چيزى نيستي! فرمود: اگر هر رهگذرى يك خوشه بچيند، چيزى نمىماند.»«٤٥»
در روايت صحيح از على بن يقطين رسيده كه مىگويد: «از امام كاظم (ع) راجع به مردى پرسيدم كه به ميوه (محصولى) از زراعت، خرما، انگور، و درخت و جاليزها و ديگر ميوهها مىگذرد آيا حلال است چيزى از آنها را تناول كند و بدون اجازه صاحبش بخوردي و حال او چگونه خواهد بود، اگر صاحب ميوه نهى كند يا وكيلش اجازه دهد ولى بهاى آن را بخواهد و او نداشته باشدي و اگر اجازه تناول باشد تا چقدر حق دارد كه
٤٢، ٤٣ و ٤٤- تهذيب، ج ٢، ص ١١٤.
[٤٥]- همان مأخذ، ص ١١٥.