راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣٢ - باب هفتم در مسائل متفرّقهاى كه بسيار مورد نيازند
را در آن زمان به نام هديه و قتل را تحت عنوان موعظه حلال شمارند، شخص بىگناه را مىكشند تا بدان وسيله توده مردم پند بگيرند.»«١٠»
از ابن مسعود درباره سحت پرسيدند، گفت: مردى حاجت كسى را بر آورده مىكند و به او هديهاى مىدهند! ابو حميد ساعدى روايت كرده است: «رسول خدا (ص) سرپرستى براى جمع آورى صدقات قبيله ازد، فرستاد. وقتى كه آمد، مقدارى از اموال جمع آورى شده را نزد خود نگه داشت و گفت: اين مقدار مال شما و اين قسمت، هديه، و مال من است پيامبر (ص) فرمود: اگر راست مىگويى، چرا در خانه خود و در خانه پدر و مادرت ننشستى تا هديه دهندي سپس فرمود: چه شده است كه مردى از شما را به كارى مىگمارم پس مىگويد: اين مال براى شما و اين هديه براى من است! چرا در خانه مادرش ننشسته تا برايش هديه بياورند سوگند به آن كه جان من در دست قدرت اوست اگر كسى از شما چيزى را به ناحق بگيرد، خداوند او را (روز قيامت) در حالى كه آن چيز را حمل مىكند، مىآورد و البته (مراد) آن نيست كه كسى از شما روز قيامت، شترى مىآورد كه نعره مىزند يا گاوى كه صداى گاو در مىآورد و يا گوسفندى كه صدا مىكند- آنگاه دستهايش را به قدرى بلند كرد كه سفيدى زير بغلش نمودار شد- سپس گفت: پروردگارا آيا امر تو را رساندمي»«١١» هر گاه اين سختگيريها ثابت شد پس شايسته است كه قاضى و والى خودش را با خانه پدرىاش مقايسه كند، در نتيجه، آنچه پس از كنارهگيرى از شغلش، در خانه پدرش به او مىدهند، جايز است در زمان ولايتش آن را بگيرد ولى آنچه مىداند به خاطر ولايتش مىدهند، گرفتنش حرام است، و آنچه درباره دوستانش بر او مشتبه است و نمىداند كه اگر وى بر كنار باشد آيا آنها چنين چيزى به او مىدهند يا نهي پس آن شبهه است و بايد از آن اجتناب كند.
[١٠] در هيچ منبعي به اين حديث دست نيافتم.
[١١]- اين حديث را مسلم در جلد ٦، صفحه ١١ کتاب خود آورده است.