راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١٧ - باب ششم موارد حلال و حرام در ارتباط با سلاطين ظالم و حكم رفتن به مجالس و ورود بر ايشان و گراميداشت
شرع مىشناسد به نحوى كه مقصود ظالم بدون معصيت حاصل مىشود- تا او را بدان وسيله از رسيدن به هدف به وسيله ظلم باز دارد، پس در اين صورت بر او واجب است در جايى كه نمىداند، آگاهى دهد و در آنچه گستاخ و بىباك است او را بترساند، و به آنچه از آن غفلت دارد- به وسيله چيزى كه از ظلم بىنيازش كند- ارشاد كند. پس اين سه امر، وقتى كه احتمال مىدهد سخنش در آن موارد مؤثر است، بر او لازم است و نيز بر هر كسى كه با عذر يا بدون عذر بر سلطان وارد شود، رعايت اين امور لازم است.
محمّد بن صالح مىگويد: نزد حمّاد بن سلمه بودم، متوجّه شدم كه در خانه وى جز يك حصيرى كه او بر روى آن نشسته و قرآنى كه تلاوت مىكند و انبانى كه غذايش را داخل آن مىگذارد و آفتابهاى كه وضو مىگيرد چيز ديگرى نيست، ناگهان در را زدند، معلوم شد محمّد بن سليمان است، اجازه داد، او وارد شد و در مقابل وى نشست، پرسيد:
مرا چه مىشود وقتى كه تو را مىبينم. تمام وجودم را ترس فرا مىگيردي حمّاد گفت:
براى اين كه رسول خدا (ص) فرمود: «همانا عالم اگر هدفش از علم، ذات مقدّس خدا باشد، همه چيز او را تعظيم كند.»«٣٦» سپس چهل هزار درهم كه به همراه خود آورده بود بر او عرضه كرد و گفت: اينها را بگير و استفاده كن، حمّاد گفت: آنها را به كسانى كه از آنان به ستم گرفتهاى باز گردان. محمد بن سليمان گفت: به خدا سوگند، جز آنچه به ارث بردهام به شما نمىدهم جواب داد: نيازى به آنها ندارم. او گفت: بگيريد و (به مستحقان) تقسيم كنيد. حماد گفت: شايد من اگر در تقسيم، به عدالت رفتار كنم كسى كه چيزى از آن مبلغ نرسيده است بگويد: او در تقسيم، عدالت را جارى نكرده و درباره من دچار گناه شود بنابراين، آنها را از من دور كنيد.
حالت سوم:
آن است كه از سلاطين كناره بگيرد و آنها را نبيند و آنها هم او را نبينند، و اين امر لازم است، زيرا سلامت جز در اين صورت ممكن نيست. بنابراين بايد
[٣٦] به مأخذ اين حديث برخورد نکردم. عراقي ميگويد: «ابوالشيخ در کتاب الثواب از حديث واثله بن اسقع نقل کرده است «هر که از خدا بترسد، خداوند همه چيز را از او بترساند» و عقيلي نيز نظير آن را از حديث ابوهريره در کتاب الضعفاء نقل کرده است و هر دو حديث منکرند.