راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١٢ - باب ششم موارد حلال و حرام در ارتباط با سلاطين ظالم و حكم رفتن به مجالس و ورود بر ايشان و گراميداشت
اما عمل، ورود به دربار سلاطين
در بيشتر اوقات با ورود به خانههاى غصبى و گام نهادن در آنها همراه است و ورود در اينها بدون اجازه مالك حرام است، و اين سخن تو را گول نزند كه گفتهاند: اين قبيل چيزها را مردم سهل گرفتهاند مانند يك خرما يا ريزههاى نانى است كه افتاده باشد. آرى اين حرف در غير مغصوب درست است، اما در مغصوب درست نيست، زيرا اگر گفته شود كه هر نشست اندك چيزى از ملكيّت نمىكاهد، زيرا اين مقدار، جاى تسامح دارد، همچنين در عبور از ملك كسى، پس اين مقدار تسامح در هر يك از اين موارد، در مجموع موارد جريان دارد! در حالى كه غصب در مجموع عمل، حاصل مىشود ولى در يك يك موارد محل تسامح است، زيرا اگر مالك مطّلع شود ناراضى نخواهد بود و اما در صورتى كه اين موارد جزئى راهى به فراگيرى كلّ به صورت مشترك شود پس حكم تحريم به جميع سرايت مىكند. بنابراين جايز نيست ملك كسى را- به اين اعتماد كه هر يك از رهگذران فقط گامى بر مىدارد و از ملك چيزى كم نمىشود- راه عبور قرار داد، زيرا كه مجموع ملك را از بين مىبرد نظير ضربت سبكى كه در تعليم مباح است ولى به شرط يك ضربه بودن اما اگر جمعى باشند و هر كدام ضربتى بزنند باعث قتل شود، قصاص بر همه واجب مىشود در حالى كه هر يك از ضربتها اگر تنها بود، باعث قصاص نمىشد پس اگر فرض شود- به طور مثال- ستمگرى در جاى غير غصبى مثل زمين بايرى باشد اگر زير خيمه يا سايبانى از مال خودش باشد كه حرام است. ورود به نزد او جايز نيست زيرا اين ورود بهرهمندى از حرام و استفاده از سايه آن است، بنابراين اگر فرض شود كه هر كدام از آنها حلال است پس با ورود به آن جا از جهت اين كه يك ورود است معصيت نباشد و سلام دادن به او نيز گناهى نداشته باشد ولى اگر در برابر او ركوع يا سجده كند و يا در وقت سلام و خدمت به صورت قيام بايستد حرام است زيرا تعظيم او براى ظالم به دليل سيطره او كه ابزار كار ستمگران است، و از طرفى تواضع براى ستمگران معصيت است بلكه هر كه براى توانگر غير ظالمى تواضع كند تنها به خاطر توانگرىاش- نه به جهت ديگرى كه مقتضى