راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١١ - باب ششم موارد حلال و حرام در ارتباط با سلاطين ظالم و حكم رفتن به مجالس و ورود بر ايشان و گراميداشت
گمراهى را هموار كردهاى. آنان تو را قطبى ساختهاند كه بر محور تو آسياى ظلم و ستمشان مىچرخد و تو را پلى قرار دادهاند كه از روى تو، به سمت گرفتارى و بلايشان گذر مىكنند و نردبانى كه به اوج گمراهى شان بالا مىروند، به وسيله تو بر علما، شبهه وارد مىكنند و دلهاى نادانان را با تو جذب مىكنند، پس چه بسيار ناچيز است آنچه آنان براى تو آباد ساختند در برابر آنچه به زيان تو ويران كردند! و چقدر زياد است آنچه از تو گرفتند در برابر آنچه از دين تو كه فاسد كردند! پس چه چيز تو را ايمن مىسازد تا از جمله كسانى باشى كه خداى تعالى درباره ايشان فرموده است: فَخَلَفَ من بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ«٢٩» و همانا تو با كسى سرو كار دارى كه نادان نيست و نگهبان تو قرار مىدهد كسى را كه غفلت ندارد، بنابراين دين خود را معالجه و درمان كن كه بيمارى در آن راه يافته و زاد و توشه فراهم كن كه سفر دورى در پيش دارى و هيچ چيز در زمين و در آسمان بر خداوند پوشيده نيست و السّلام«٣٠»
فصل
غزالى گويد: اين اخبار و آثار دليل بر فتنه و انواع فسادى است كه در معاشرت با سلاطين وجود دارد، ليكن ما در اين باره به تفصيل فقهى مطالب مىپردازيم تا موارد ممنوع از مكروه و مباح مشخص شود. بنابراين مىگوييم: كسى كه بر پادشاه وارد مىشود، در معرض آن است كه با عملش و يا با سكوتش و يا به سخن و يا با اعتقادش معصيت خداى تعالى كند و از يكى از اين حالات خارج نيست.
[٢٩] مريم / ٥٩: اما بعد از آنها فرزندان ناشايستهاي روي کار آمدند که نماز را ضايع کردند و از شهوت پيروي نمودند.
[٣٠]- اين نامه به طور مفصّل از امام زينالعابدين علي بن حسين عليهماالسلام نقل شده و آن را حسن بن علي بن شبعه حرّاني در تحف العقول، ص ٢٧٤ روايت کرده است. عجب است که غزالي که از ذک نام سيد الساجدين و زين العابدين (ع) صاحب زبور آل محمد – صحيفه سجاديه – تحاشي دارد! – م.