راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١٠ - باب ششم موارد حلال و حرام در ارتباط با سلاطين ظالم و حكم رفتن به مجالس و ورود بر ايشان و گراميداشت
اميرى وارد مىشود و به دروغ گفتههاى او را تصديق مىكند و آنچه در او نيست درباره او مىگويد.
ابوذر به سلمه گفت: اى سلمه به در خانه سلطان رفت و آمد نكن، زيرا تو به چيزى از دنياى ايشان نمىرسى، مگر اين كه آنان از دين تو به بالاتر از آن مىرسند.
عبادة بن صامت گويد: دوستى شخص عابد و قارى قرآن، با اميران دورويى، و دوستى وى با توانگران ريا كارى است.
ابوذر گويد: هر كه سياهى قومى را افزون كند- يعنى سياهى جمعيّت ستمگران را بيشتر كند- از ايشان است.
ابن مسعود گويد: مردى بر سلطان به همراه دينش وارد مىشود امّا وقت بيرون شدن بىدين بيرون مىرود! گفتند: چراي گفت زيرا او به بهاى غضب خدا، سلطان را راضى مىكند.
سعيد بن مسيّب تجارت روغن زيتون داشت و مىگفت: در اين شغل از سلاطين بىنيازى است.
وقتى كه زهرى با سلطان معاشرت داشت يكى از برادران دينىاش به وى نوشت:
اى ابو بكر! خداوند، ما و تو را از آشوبها نگه دارد. تو به حالى در آمدهاى كه سزاوار است هر كس تو را مىشناسد برايت به درگاه خدا دعا و به تو ترّحم كند پير مردى شدهاى در حالى كه نعمتهاى الهى بر دوشت سنگينى مىكند به دليل آنچه خداوند از كتاب خود تو را آگاه ساخته و از سنت پيامبرش به تو آموخته است در حالى كه چنين نيست خداوند از علما، عهد و پيمان گرفته و ذات مقدّس حق تعالى فرموده است: لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ«٢٨» و بدان كه آسانترين چيزى كه مرتكب شدهاى و سبكترين گناهى كه به گردن گرفتهاى اين است كه با وحشت ستمگر انس گرفتهاى و با نزديك شدنت به كسى كه حق را ادا نمىكند و باطل را ترك نمىگويد در حالى كه تو را مقرّب ساخته است، راه
[٢٨] آل عمران / ١٨٧: که حتماً آن را براي مردم آشکار سازيد و کتمان نکنيد.