راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٨ - باب ششم موارد حلال و حرام در ارتباط با سلاطين ظالم و حكم رفتن به مجالس و ورود بر ايشان و گراميداشت
كه به دنبال راه خروج از آن بر آمدند ولى بر آنان دشوار شد. عرض كردم: پس نظر شما چيستي فرمود: نظر من اين است كه از خدا بترسى و دوباره باز نگردى.»«٢١»
از زياد بن ابى سلمه نقل شده است كه گفت: «بر موسى بن جعفر (ع) وارد شدم به من فرمود: اى زياد آيا تو براى پادشاه كار مىكنىي مىگويد: عرض كردم: آرى، فرمود:
براى چهي گفتم: من مرد با مروّتى هستم و عائله زيادى دارم و پشتوانه مالى هم ندارم فرمود: اى زياد! هر آينه اگر مرا از قله كوهى پرت كنند و بدنم پاره پاره شود، در نزد من محبوبتر است تا اين كه كارى براى يكى از آنها (سلاطين جور) عهدهدار شوم و يا اين كه فرشى براى مردى از ايشان بگسترم، مگر براى چيزىي گفتم: فدايت شوم، نمىفهمم براى چهي فرمود: مگر براى رفع گرفتارى از مؤمنى يا آزاد سازى از اسارت و يا اداى دين مؤمن اى زياد! كمترين كارى كه خداوند نسبت به كسى كه عهدهدار كارى براى آنها شود، انجام مىدهد آن است كه خيمهاى از آتش روى او مىزند تا اين كه خداوند از حساب خلق فارغ شود، اى زياد! پس اگر كارى از كارهاى آنها را قبول كردى به برادران دينىات خوبى كن، كه يكى در برابر يكى است و خداوند پشت سر آن است.«٢٢» اى زياد هر مردى از شما كارى از آنها را بر عهده بگيرد سپس بين شما و آنها مساوات قائل شود، به او بگوييد: تو ادّعاى نابجا دارى و دروغگويى. اى زياد! هر گاه قدرت خودت را بر
[٢١] کافي، ج ٥، ص ١٠، و در آن جا به جاي «لاتَعُودُ»، «لاتعدهُ» آمده است.
[٢٢]- يعني هر کدام از اين سرپرستي براي هر کاري از کارهاي آنها در برابر احساني از احانهاي تو به برادران ايمانيات ميباشد، و خداي تعالي متصدّي اين مقابله است و از نظر خدا چيزي از اين برابري دور نيست، به دليل قول خداي تعالي «وَاللهُ مِن وَرَائِهِم مُحيطٌ» و خبر حسن به حسين انباري مشعر بر اين مطلب است که در کافي، ج ٥، ص ١١١ از حضرت رضا (ع) نقل کرده ميگويد: «چهارده سال بود که راجع به کار سلطان نامه نوشتم و اجازه خواستم و چون در آخرين نامه نوشتم ميترسم گردنم را بزنند و سلطان به من ميگويد: تو رافضي هستي و ترديد نداريم که تو به دليل شيعه بودن کار سلطان را ترک کردهاي، امام (ع) به من نوشت: نامهات و آنچه راجع به ترس از جانت را ذکر کرده بودي دريافتم، اگر ميداني که در صورت عهدهدار شدن کاري به آنچه رسول خدا (ص) دستور داده است عمل خواهي کرد، وانگهي دستياران و نويسندگانت از اهل ملّت و همکيشانت خواهند بود و اگر چيزي به دستت آمد بافقراي مؤمنين مواسات خواهي کرد به طوري که خود يکي از آنان خواهي بود، به آن، عيبي ندارد، اگر نه قبول نکن.