راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٦ - باب ششم موارد حلال و حرام در ارتباط با سلاطين ظالم و حكم رفتن به مجالس و ورود بر ايشان و گراميداشت
نكرده بودم، آنها در آتشند، آنها در آتشند. راوى مىگويد: سپس امام گفت: خداوندا قلب منصور را از ضرر رساندن به آنان منصرف گردان. مهاجر مىگويد: از مكه برگشتم از حال آن سه نفر پرسيدم، معلوم شد سه روز بعد از اين گفتار از زندان بيرون شدهاند.»«١٢»
از جهم بن حميد نقل كردهاند كه مىگويد: امام صادق (ع) به من فرمود: «آيا دعوت پادشاه اينان را نپذيرفتى و نزد او نرفتىي عرض كردم: خير، فرمود: چراي گفتم: فرار كردم به خاطر حفظ دينم، فرمود: بر اين عقيده مصممىي عرض كردم: آرى پس رو به من كرد و فرمود: اكنون دينت برايت سالم است.»«١٣»
از فضيل بن عياض«١٤» نقل كردهاند كه گفت: «راجع به چند كسب از امام صادق (ع) پرسيدم. امام (ع) مرا از آنها نهى كرد و فرمود: اى فضيل به خدا سوگند كه ضرر آنها بر اين امّت از ضرر و زيان ترك و ديلم بيشتر است. مىگويد: درباره پرهيز از مردم پرسيدم فرمود: كسى كه از محرّمات خداى عزّ و جلّ بپرهيزد، از اين گروه (ستمكار) دورى كند و هر گاه از شبهات نپرهيزد، نا خود آگاه در حرام بيفتد هر گاه خلافى را ببيند و نهى نكند در حالى كه قدرت آن را داشته است در حقيقت دوست دارد كه نسبت به خداى عزّوجلّ معصيت شود و هر كه دوست بدارد كه خدا معصيت شود در حقيقت با دشمنى به مبارزه خداى عزّ و جلّ بر خاسته است و هر كس بقاى ستمگران را دوست بدارد در حقيقت دوست دارد كه خداوند جلّ و علا را معصيت كند، خداى متعال خود را به خاطر نابود ساختن ستمكاران ستوده و مىفرمايد: فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»
.
از امام صادق در حديث مرفوعى راجع به قول خداى تعالى: وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ
[١٢] کافي، ج ٥، شماره ٨.
[١٣]و ١٤ – همان مأخذ، ص ١٠٨.
[١٥]- انعام / ٤٥: و به اين ترتيب، دنباله (زندگي) جمعيتي که ستم کرده بودند قطع شد و ستايش مخصوص پروردگار جهانيان است.