راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩٧ - باب پنجم درباره مقررّيهاى پادشاهان و جايزههاى ايشان و موارد حلال و حرام آن
اين مورد، در حالى كه اين خلاصه ما را از تمام نظريّههاى غزالى در اين مورد و طول و تفصيلش بىنياز مىكند و به خاطر اين كه بيشتر مطالب وى بر اساس قواعد ما درست نيست، از سخنان وى صرفنظر و به ذكر اخبار اهل بيت (ع) اكتفا مىكنيم.
در تهذيب به اسناد صحيح خود از ابو عبيده به نقل از امام باقر (ع) آمده كه گفت: «از آن حضرت درباره مرد شيعى پرسيدم كه شتران و گوسفندان فراهم آمده از زكات، از پادشاه مىخرد و مىداند كه مأموران شاه بيش از حقى كه بر عهده مردم است از ايشان مىگيرندي ابو عبيده مىگويد: امام (ع) فرمود: شتر و گوسفند مثل گندم و جو و ديگر چيزهاست اشكالى ندارد، مگر وقتى كه حرام را بعينه بشناسد.»«١»
در حديث موثّقى از اسحاق بن عمّار رسيده كه مىگويد: «درباره مردى از آن حضرت پرسيدم كه از كارگزار سلطان چيزى را مىخرد با اين كه او ظالم است. فرمود:
در صورتى مىتواند از او چيزى بخرد كه نداند در آن چيز به كسى ستم شده است.»«٢»
از جميل بن صالح نقل شده كه مىگويد: «مىخواستند خرماهاى عين ابى زياد را بفروشند. من خواستم آن را بخرم با خود گفتم: از امام صادق (ع) اجازه بگيرم از مصادف خواستم تا از آن حضرت بپرسد، امام در پاسخ سؤال او فرموده بود: به جميل بگو: آن را بخرد. او اگر نخرد، ديگرى خواهد خريد.»«٣»
بعضى گفتهاند: گويا مقصود امام آن بوده است كه با خريدن تو، تفاوتى در حال نفوذ امر وى و قوّت و شوكتش و ضعف دولت عدل، حاصل نمىشود تا اين كه معاونت بر گناه كرده باشى.
در روايت صحيح از معاويه بن وهب نقل شده است كه مىگويد: «به امام صادق (ع) عرض كردم: از كارگزار سلطان چيزى را مىخرم و مىدانم كه او ظلم مىكندي
[١] تهذيب، ج ٢، ص ١١٢.
[٢]- همان مأخذ، ص ١٥٤.
[٣]- همان مأخذ، ص ١١٢.