راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٠٧ - باب چهارم احسان در معامله
غزالى گويد: «اگر حقپوشى نباشد، احسان است، در صورتى كه كمتر معاملهاى است كه جز با نوعى از كتمان حق و پنهان داشتن نرخ روز انجام گيرد، در صورتى كه احسان محض آن است كه از سرى سقطى نقل كردهاند كه وى يك كر بادام به بهاى شصت دينار خريد و در يادداشت روزانهاش نوشت، سه درهم سود آن باشد و گويا نظر وى اين بود كه هر ده دينار، نيم دينار سود ببرد، قيمت بادام به نود دينار ترقى كرد، دلّال كه خود از خوبان بود نزد سرّى آمد و بادامها را به نود دينار درخواست كرد. سرّى گفت:
من با خود قرار دادى بستهام و ديگر آن را به هم نمىزنم و جز به شصت و سه درهم آنها را نمىفروشم دلّال گفت: من بين خود و خدا عهد كردهام كه با هيچ مسلمانى تقلّب نكنم، از اين رو جز به نود دينار از تو نمىگيرم. مىگويد: نه دلّال از او كمتر خريد و نه او به بيشتر فروخت. اين احسان محض از دو طرف بود، زيرا كه با علم و آگاهى به حقيقت قضيّه صورت گرفته است و هر كس به منفعت كم بسنده كند معاملاتش زياد خواهد بود و از معاملات مكرّر سود زياد خواهد برد، و به اين سبب بركت ظاهر خواهد شد.
على (ع) در ميان بازار كوفه، مرواريدى را مىگرداند، و مىگفت: «اى گروه بازرگانان، حق را بگيريد و حق را بدهيد تا در امان باشيد، منفعت كم را از دست ندهيد تا از منافع زياد محروم بمانيد.»
از كسى پرسيدند: علت ثروتمندى تو چه بودي گفت: سه چيز: هيچ نوعى سودى را هرگز ردّ نكردم، و هيچ گاه درخواست فروش حيوانى نشد كه من آن را تأخير بيندازم، و نسيهفروشى هم نكردم. مىگويند: وى هزار شتر فروخت و هيچ سود نبرد مگر زانو بند شتران كه براى او ماند. وى هر كدام را به يك درهم فروخت و از اين راه هزار درهم منفعت عايدش شد و هزار درهم نيز مخارج آن روز شتران به نفع او شد.
دوّم، در تحمل غبن
مشترى اگر طعامى و يا چيزى را از ضعيف و تنگدستى خريدارى كرد، اشكالى ندارد كه غبن را تحمّل كند و سهل بينگارد و درباره فروشنده احسان كند و مشمول سخن پيامبر (ص) شود كه فرمود: «خدا بيامرزد آن كس را كه