راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١١٣ - ١- مهمترين آفت آن ناتوانى بر كسب حلال است،
نوعى عبادت است كه فضيلت آنها كمتر از عبادات مستحبى نيست اما اگر عبادتش به وسيله كسب دانش، تفكّر، سير و سلوك باطنى است و كسب مانع اينهاست در اين صورت ازدواج نكردن بهتر است.
اگر بگويى: چرا حضرت عيسى (ع) با وجود فضيلت نكاح، ازدواج نكردي و از طرفى اگر فراغت براى عبادت خداى تعالى بهتر است، پس چرا پيامبر (ص) چندين همسر گرفتي
بدان كه در مورد كسى كه قدرت و توانايى دارد و داراى علّو همّت است و هيچ چيز او را از ياد خدا باز نمىدارد، بهتر آن است كه هر دو را انجام دهد رسول خدا به دليل داشتن قدرت، فضيلت عبادت و ازدواج را با هم تلفيق كرد با داشتن نه همسر، آماده عبادت خدا بود، بر آوردن نياز زناشويى درباره او مانع از عبادتش نبود، همان طورى كه قضاى حاجت درباره شاغلين به امور دنيا مانع از تدبير امور زندگى نيست، تا آن جا كه در ظاهر مشغول قضاى حاجتند با وجود آن، دلهايشان سخت متوجه امورى است كه قصد انجام آنها را دارند و از آنها غافل نيستند. بنابراين رسول خدا (ص) با مقام والايى كه داشت، امور اين دنيا او را از حضور قلب نسبت به خداى تعالى باز نمىداشت.
كى به ديگرى چنين منصبى را مىدهندي و همچنان كه نمىتوان جويهاى كوچك را با درياى بزرگ مقايسه كرد، شايسته نيست كه ديگران را با آن حضرت مقايسه كنند. امّا عيسى (ع) راه حزم و تدبير را پيشه كرد نه راه قدرت و توان را، و نسبت به نفس خود جانب احتياط را پيش گرفت و شايد حال آن حضرت چنان بود كه سرگرمى به زن و فرزند در او مؤثر مىشد و يا كسب حلال با وجود آنها غير ممكن بود و يا آن كه جمع بين ازدواج و آمادگى براى عبادت در آن حال امكان نداشت از اين رو فراغت براى عبادت را انتخاب كرد. در هر حال آنان به اسرار كارهاى خود و احكام روزگار خويش راجع به كسبهاى درست و خصلتهاى زنان و سود و زيان ازدواج براى كسى كه تزويج مىكند، آگاهترند و چون احوال اشخاص متفاوت است به حدى كه براى بعضى ازدواج كردن و