راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٠٧ - ١- مهمترين آفت آن ناتوانى بر كسب حلال است،
پس اين نيز آفتى فرا گير است، هر چند كه از آفت اوّل شمول كمترى دارد. انسان از اين آفت در امان نمىماند مگر داناى خردمند، خوشخو و آشنا به عادات زنان همچنين كسى كه در برابر بديهاى آنان بردبار، و كاملا از هواپرستى ايشان مطّلع، و سخت به ايفاى حقوق آنان پايبند است و لغزشهاى ايشان را ناديده مىگيرد و خردمندانه با خلق و خوى آنان رفتار مىكند زيرا صفات غالب بر زنان، نادانى، درشتى، تندى، پرخاشگرى، بد اخلاقى و- با وجود توقع داشتن نهايت انصاف- بىانصافى است و چنين صفاتى در ازدواج، ناگزير باعث فساد بيشترى مىشود پس در اين گونه شرايط تنهايى براى مرد بهتر است.
آفت سوّم كه در مرتبه پايينتر از آفات اول و دوم قرار دارد، آن است كه زن و فرزند، شخص را از ياد خدا باز مىدارند
و او را به طلب دنيا و فراهم آوردن زندگى خوب براى اولاد، از طريق جمع آورى مال و اندوختن براى ايشان و نيز به فخرفروشى و افزونطلبى وامىدارند، حال آن كه هر چه آدمى را- چه زن، چه مال و اولاد- از ياد خدا باز دارد، برايش ناميمون است. مقصود من آن نيست كه او را وادار به خلاف مىكنند، زيرا اين موضوع در آفت اوّل و دوّم مندرج بود، بلكه مقصود آن است كه او را به برخوردارى از امور مباح بلكه تمام اوقات او را به خوشگذارانى و همدمى با زنان و غرق شدن در كامجويى از ايشان وامىدارد و از ازدواج انواع گرفتاريهايى از اين قبيل بر مىآيد كه دل را فرا مىگيرد در نتيجه انسان شب و روز را سپرى مىكند و در تمام شبانه روز فرصتى براى انديشيدن در امر آخرت و آمادگى براى فرداى قيامت پيدا نمىكند.
اين بود، مجموعه آفتها و فايدههاى ازدواج. بنابراين قضاوت مطلق كه ازدواج بهتر است و يا عزوبت دليل بر احاطه نداشتن به تمام اين آفات و فوايد است بلكه شخص بايد اين آفتها و فوايد را معيار و محكى قرار دهد و نفس خود را بر آنها عرضه كند. اگر اين آفات درباره او منتفى و فوايد براى او جمع است، به اين ترتيب كه مال حلال و