دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧٥٧ - رساله( كل فى فلك يسبحون) در بيان فلك
آن احاطه دارد , اما به اين معنى در قرآن نيامده است , هرچه ارض در قرآن ديده اي
م مراد سطح خاك و خشكى آنست يا قطعات آن , بلكه كوهها نيز از مفهوم ارض
خارج اند
( يوم ترجف الأرض و الجبال)
( مزمل ١٤ ) ,
( و حملت الأرض و الجبال)
( حاقه ١٤ ) , خداوند زمين را در مقابل كوه قرار داده است , زمين مى لرزد و
كوه هم مى لرزد .
( و القى في الأرض رواسى)
( نحل ١٥ ) گذاشت - يعنى آفريد - در زمين كوهها را . در اين آيه از تعبير(
إرساء
) جاى تحقيق بيشتر است , زيرا كه مرساة لنگر كشتى است و جمع آن مراسى است .
رست السفينة : بر جاى ايستاد كشتى بر لنگر در دريا . و أرسيت السفينة : بر
جاى ايستاده كردم و لنگر زدم كشتى را , كه كأن خداوند سبحان كوهها را لنگر براى
كشتى زمين گردانيده است . امام اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده است :
( و وتد بالصخور ميدان أرضه ) ( خطبه نخستين نهج البلاغة ) فتدبر .
قوله سبحانه :
( مشارق الأرض و مغاربها)
( اعراف ١٣٢ ) , مشرقها و مغربهاى زمين , مراد كره زمين نيست زيرا كه كره
هميشه يك نيمه اش روشن است و يك نيمه اش تاريك , اما قطعات سطح زمين
مشرق و مغرب دارند , كره زمين مشرق و مغرب معين ندارد .
خداوند زمين را بساط و فرش و منزلگاه قرار داد و رام آفريد كه چون مردم در آن
تصرف كنند هر شكل به آن دهند آن شكل را قبول كند و نگاه دارد از اين جهت مى
توان با خاك زمين خانه ساخت و در آن دانه كشت و بر آن راه رفت , و اينها
نعمت خداوند بر مردم است .
( هو الذى جعل لكم الأرض ذلولا)
( ملك ١٥ ) اوست كه زمين را رام شما ساخت .
( و إلى الأرض كيف سطحت)
( غاشيه ٢٠ ) نظر نمى كنند به زمين كه چگونه مسطح گشت . معاندان گويند : زمين
كره است , چرا در قرآن گويد : زمين را پهن ساختيم ؟ در جواب گوييم : مقصود
قطعات زمين است زير پاى مردم نه كره زمين . انسان سطح كره ارض را به سبب
بزرگى حجم آن مسطح و مستوى مى بيند .
زمخشرى در كشاف چه خوب گفته است :