دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧٧٠ - مقدار مسافت يك درجه ارضى , و بين طولين از خسوف قمر
كنند , و تفاوت زمانه موضعين را در اجزاى ساعات مستوى ضرب كنند درجات و دقائق مابين الموضعين حاصل شود , بعده بلاميلان چپ و راست ميان آن دو موضع بر عنوان معلوم بپيمايند , و اين اميال مساحت را بر درجات و دقائق بعد كه حاصل كرده اند قسمت نمايند خارج قسمت اميال يكدرجه ارضى باشد .
و قدماى مساحان قدر مساحت يك درجه ارضى را به تفاوتى قليل مختلف يافته اند . آنچه قريب به تحقيق است شصت و شش ميل و دو ثلث ميل است . و چون اين عدد را در ٣٦٠ درجه كه محيط عظيمه ارض بدان مقسوم است ضرب كنند حاصل كه ٢٤٠٠٠ - يعنى بيست و چهار هزار - ميل است , مقدار محيط عظيمه ارض باشد .
و چون اميال محيط ارض را بر قدر نسبت محيط سوى قطر قسمت كنيم مقدار قطر ارض برآيد ٧٦٤٧ ميل و ٢١٦٢ ذراع .
و چون اميال محيط را در اميال قطر ضرب كرديم حاصل آمد مساحت سطح كل ارض به حساب ميل ١٨٣٥٤٠٩٧٢ - هجده كرور و سى و پنج لك و چهل هزار و نهصد و هفتاد و دو ميل - و به حساب ذراع اين عدد ٢٠٠٠٠٠٠ , ٣٩٣٦٦٠٠٠٠ . و هرگاه مساحت كل سطح ارض را در سدس قطر كه ١٢٧٤ ميل و ٢٣٦٠ و ثلث ذراع است ضرب كرديم حاصل شد مساحت جسم ارض ٢٣٤٢٣٩٥٠٢٧٩٦ ميل و ٢٢٤٤ ذراع]( .
اين بود تمام عبارت جامع بهادرى در تحصيل مقدار يك درجه فلكى ارض و مساحت آن . در بيان بعضى از مطالب و عبارات آن گوييم :
الف - فرمود( : اول از موضعى معين ارتفاع كوكبى از ثواب حاصل كنند) در درس صد و ششم از عمل بنى موسى شاكر كه از تاريخ ابن خلكان نقل كرده ايم , دانسته شده است كه آنان از ارتفاع و انخفاض كوكب قطبى( جدى) مقدار يك درجه سطح ارض را از دو جانب شمال و جنوب پيمودند , و لكن در جامع بهادرى فرموده است( : ارتفاع كوكبى از ثوابت حاصل كنند) , يعنى بنى موسى شاكر كه ارتفاع ستاره قطبى جدى را گرفته اند بدين نظر است كه اين ستاره يكى از ثوابت