دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٩٩ - ظل مبسوط و منكوس
دارد تا شمس به اول سرطان برسد و نيز همينطور تا به بيست و شش روز بعد از آن ( يعنى از بيست و شش روز پيش از رسيدن خورشيد به اول سرطان تا بيست و شش روز پس از رسيدنش به اول سرطان كه مجموع پنجاه و دو روز است , در مكه و صنعاء چون مركز جرم شمس به حلقه نصف النهار رسد ظل شاخص معدوم مى شود ) .
تحقيق اين است كه اين هر دو قول ( هم قول علامه حلى و جماعتى , و هم قول اين بعض ) فاسدند , زيرا كه علت معدوم شدن ظل شاخص , رسيدن شمس به سمت رأس است به نحوى كه مايل به جهت شمال و جنوب سمت رأس نباشد , و اين مسامته در اطول ايام سنه براى بلدى است كه عرض آن مساوى با ميل اعظم فلك بروج از معدل نهار باشد ( و در جهت نيز متفق باشند ) و ميل اعظم بيست و چهار درجة است , كه دقائق به درجه جبران شود ( يعنى مقدار ميل كلى بيست و سه درجة و كسرى است , ولى اين كسر به درجة جبران شده است كه بطور عقد - يعنى بدون كسر - بيست و چهار درجة گرفته ايم ) . أما جايى كه مثل مكه و صنعاء عرض آن كمتر از ميل كلى است , شمس در هر دوره سال شمسى دو بار به سمت رأس أهل آن مى رسد , و آن روزى است كه ميل شمالى شمس بمقدار عرض بلد بوده باشد روزى در بهار و روزى در تابستان ( در ربع ربيعى صاعد است و در ربع صيفى هابط ) . و از آنچه كه ثابت ( و مسلم ) است اين است كه عرض مكه ٢١ درجه و ٤٠ دقيقه و يا قريب به ٤٠ دقيقه است , و عرض صنعاء ١٤ درجه و نيز ٤٠ دقيقه است , پس شمس آنگاه به سمت رأس اهل صنعاء آيد كه در فصل بهار و تابستان نزديك به وسط زمان ميان اعتدال و منقلب صيفى است كه فصل بهار در برج ثور , و فصل تابستان در برج اسد است ( ميان ٩ درجه و ١٠ درجه برج ثور , و ميان ١٩ درجه و ٢٠ درجه برج أسد ) , سپس به انتقال شمس در صعود , رؤوس اهل صنعاء ( و ظل شاخص ) را ظل جنوبى حادث شود , و پيوسته سايه زياد گردد تا شمس به نهايت صعود ( اول سرطان ) مى رسد و آن روز درازترين روز سال است , پس رؤوس اهل صنعاء ( و شاخص ) را ظل جنوبى مستطيل خواهد بود , پس از آن