دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦٠١ - ظل مبسوط و منكوس
در نصف النهارها در جهت جنوب از سمت رأس آنان مى افتد .
اين تقرير به قول دوم ( قول بعض , تا اندازه اى ) نزديك مى نمايد , لكن فساد قول وى به دو وجه ظاهر مى گردد : يكى اين كه اين تقرير را شامل مكه و صنعاء هر دو قرار داده است و حال اين كه دانسته اى صنعاء از مكه خيلى دور است ( يعنى عرض صنعاء بسيار از عرض مكه كمتر است ) , و همانا كه اين تقرير درباره مكه به خصوص نزديك به قول ثانى مى نمايد .
وجه دوم فساد اين كه , اقتضاى قول وى اين است كه از آغاز مسامته شمس با رؤوس اهل مكه تا باز به مسامته برسد يعنى مسامته دوم در تمام اين پنجاه و دو روز , ظل اصلا معدوم مى گردد , و حال اين كه در هر يك از دو مسامته در يك روز فقط ظل معدوم مى گردد كه يكى مبدء آن مدت ٥٢ روز است , و ديگر منتهاى آن مدت , و از آن مبدء تا اين منتهى ظل شاخص جنوبى است .
آرى ممكن است گفته شود مراد اينان سايه شمالى متعارف در آن مدت به افق مكه معدوم مى گردد و اين عدم ظل شمالى با ثبوت ظل ديگر ( ظل جنوبى ) منافات ندارد , لكن بدين توجيه از جهت ديگر فساد روى مى آورد , و آن اين كه اينان گفته اند كه علامت زوال براى اين فريق ( اهل مكه ) در آن مدت ( ٥٢ روز ) حدوث ظل بعد از عدم آنست , و حال اين كه اين سخنى ( سخت ) ناتمام است . ( نادرست را به هزار وجه توجيه كنى درست نگردد ) .
جملة الأمر ( يعنى ضابط ) اين كه اگر بلد , عرض آن از ميل كلى ناقص , يا عديم العرض است يعنى استوائى است , شمس در هر دوره ( سال شمسى ) دو بار به سمت رأس اهل آن مى رسد و سايه معدوم مى گردد , و آن دو روز غير از دو نقطه انقلاب صيفى و شتوى مى باشد ( رأس السرطان و رأس الجدى ) مكه وظائف و يمامه و نجران و صنعاء و زبيد و حضرموت و غيرها ( كه در اين حد عرض و عديم العرض واقع اند ) از اين قبيل اند , هر چند كه اوقات مسامته شمس رؤوس اهل آن بلاد را به حسب اختلاف عروض بلاد مختلف است .
و اگر عرض بلد مساوى با ميل كلى است , شمس در هر دوره ( سال شمسى )