مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٩
به لفظ «يشقق» تعبير مى كند، آنگاه آب كمى از آن بيرون آمده كه در لغت عرب آن را «عين» و يا به زبان فارسى «چشمه» مى نامند.
٣. برخى از سنگها، به خاطر اسحاس عظمت حق، از نقطه بالا به زير مى افتد هر چند دانش بشرى براى آن، علّت طبيعى معرفى مى كند ولى اين مانع از آن است كه در طول آن، عامل ديگرى كه همان احساس عظمت حق است مؤثر باشد.
در هر حال سنگ با آن صلابت و سختى از پديده نرمى به نام آب دو نوع اثر مى پذيرد در حالى كه دلهاى بنى إسرائيل از هيچ حادثه و پديده اى به خاطر قساوت متأثر نمى شوند زيرا يك نوع أنانيّت و خود خواهى و غير خود نخواهى بر آنها حكومت مى كند.
اين بيان بر اين اساس است كه هر نوع انفجار و «شقاق» معلول فشار آب و تأثير آن است، ممكن است در اين مورد عامل ديگرى نيز مانند زلزله و صاعقه كمك كند، و انفجار و يا شكافى در صخره ها پديد آيد و آب محبوس با فشار راه خود را باز كند، و موانع را از سر راه خود بردارد.
در هر حال، سنگ باآن صلابت، صخره با آن سختى در مقابل حادثه، تأثيرپذير بوده و از خود نرمش مى دهند ولى فرزندان إسرائيل به خاطر تربيت هاى ناصحيح و عوامل موروثى در برابر هر نوع پند و اندرزى، و دليل و برهان مقاومت نشان داده و به روح و روان و قلوب آنان راه پيدا نمى كنند.
عكس العمل حكومت إسرائيل در برابر انتفاضه امروز، گواه روشن بر قساوت و سنگدگى آنها است، با اين كه جهان خشونت إسرائيل را محكوم مى كند، وهيچ سياستمدار واقع بينى آن را حمايت نمى كند ولى آنان به عمل ننگين خود مانند طشتن نونهالان وشيرخواران در آغوش پدران و مادران ادامه