مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥١
طبيعى را انكار كرد.
توحيد در خالقيت و ربوبيت اين نيست كه روابط على و معلولى ميان اشيا را انكار كنيم و در نتيجه به جنگ علم و دانش برويم بلكه معنى آن اين است كه تمام تأثيرها و تأثرهاى مادى و طبيعى طبق مشيت الهى صورت گرفته و همگى در پرتو اراده او صورت مى گيرند.
٢. نظريه معتزله در تأثيرگذارى پديده ها
در مقابل اين نظريه، نظريه اعتزال است، اين مكتب براى حفظ اصل عدل الهى،، عمل إنسان را مربوط به إنسان مى داند و هر نوع ارتباط آن را با خدا انكار مى كند، سخن آنان هر چند در باره افعال إنسان است ولى در ميان فواعل طبيعى، إنسان خصوصيت ندارد، أطر فعل إنسان را بريده از خدا بدانيم بايد تمام پديده هاى جهان را مربوط به علل طبيعى آنها بينگاريم، وارتباط آنها را با خدا قطع كنيم وا ين همان ثنويت و نوعى شرك خفى است.
در برابر اين دو مكتب افراطى و تفريطى، مكتب واقع گرا همان مكتب بين الامرين است كه در عين اعتقاد به روابط طبيعى، همه را قائم به خدا دانسته و بريده از آن نمى داند.
از آنجا كه بحث در اين موضوع دامنه گسترده اى دارد در همين جا دامن سخن را كوتاه مى كنيم و يادآور مى شويم كه اين اصل يعنى تأثير علل طبيعى، گاهى به خاطر يك رشته مصالح ناديده گرفته مى شود و پديده بدون طى كردن علل طبيعى پديد مى آيد و اين در شرايطى است كه پيامبرى، دست به اعجاز بزند و يا إنسان والا مقامى صاحب كرامت گردد.