مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦
بوى بهشت مى گذرد يانسيم صبح *** اين نكهت دهان تو يابوى لادن است
٢.استعاره مصرحه
هرگاه در كلام فقط از مشبه به ذكرى صورت گيرد، آن را استعاره مى نامند، مثلا بگويد: رأيت أسداً في الحمام.
شاعر مى گويد:
ژاله از نرگس چكيد، وبرگ گل را آب داد *** وزن تگرگ ناز پرور، مالش عناب داد
شاعر در اين شعر اشك را به ژاله، چشم را به نرگس، صورت را به برگ، دندان را به تگرگ، لب را به عناب تشبيه كرده وتنها «مشبه به» را به ميان آورده و از «مشبه» چيزى ذكر نشده است ولى قرينه گواهى مى دهد كه مقصود از چند مشبه به، إنسان با اين خصوصيات است.
٣.استعاره مكنيّه
در استعاره مكنيه جريان بر عكس استعاره مصرحه است در اين مورد فقط از «مشبه» گفت وگويى به ميان مى آيد وقرينه گواهى مى دهد كه مقصود از «مشبه»، «مشبه به» است چنان كه شاعر مى گويد:
وإذا المنية انشبت أظفارها *** الفيت كل تميمة لاتنفع
آنگاه كه مرگ چنگال هاى خود را فرو برد در اين صورت هيچ حرزى سود نمى بخشد.