مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٠
چنين فرد طبعاً شجاع ودلير خواهد بود، زيرا دعوت به عدل نوعى امر به معروف است كه نياز به شجاعت در فكر وانديشه دارد وبدون يك سلسله قدرت روحى وجسمى امكان پذير نيست.
٢. او بر صراط مستقيم است چنان كه مى فرمايد: (وَ هُوَ عَلَى صِرَاط مُسْتَقِيم) ومقصود از صراط مستقيم آن است كه از نظر انديشه وكار وبرنامه، راه درستى را مى پيمايد ومنحرف به چب وراست نمى شود، بلكه در راهى گام برمى دارد كه او را به مقصد برساند.
مثل نخست، مثل كافر است ومثل دوم، مثل مؤمن است، زيرا فرد نخست، از هدايت الهى بى بهره بوده، وطبعاً كور وكر ودور از عدل وانصاف خواهد بود، در حالى كه دومى در پرتو هدايت الهى بافساد وتبعيض مبارزه كرده، همگان را به اعتدال در زندگى دعوت مى كند وخود نيز عامل است.
اكنون بايد ديد از كدام يك از اين دو فرد بايد پيروى كرد؟ مسلّماً دومى، چنان كه مى فرمايد:
(...أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمْ مَنْ لاَ يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدَى...). [١]
«آيا آن كس كه افراد را به حق وحقيقت هدايت مى كند، شايسته پيروى است، يا آن كس كه توان چنين هدايتى را ندارد».
با اين بيان روشن شد كه مثل پيشين مربوط به تبيين موقعيت خدايان دروغين وخداى حقيقى است در حالى كه اين مثل، براى تبيين موضع مؤمن وكافر است.
[١] يونس / ٣٥.