مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٣
ناصر خسرو مى گويد:
اگر احسان كنى بامستحق كن *** نه از بهر ريا، ازبهر حق كن
خاقانى مى گويد:
مى خورى به گر ز ريا طاعت كنى *** گفتم و، تير از كمان آمد برون
سعدى مى گويد:
اين درونت برهنه از تقوا *** كز برون جامه ريا داريد
در اين اشعار ونظاير آن مرد رياكار وانگيزه او وقلب او به گونه اى تشريح شده است اكنون ببينيم قرآن در باره عمل ريايى چه مى گويد ورياكار را به چه چيز تشبيه مى كند.
كشتزارى بر قطعه سنگ خارا
قطعه سنگ عظيمى را در نظر بگيريد كه چند هكتار زمين را با سختى تمام پوشانيده است، ونفوذ در دل زمين باوجود چنين مانع، مشكل مى باشد ولى قشر نازكى از خاك چهره آن را پوشانيده وإنسان تصور مى كند كه عمق خاك به ده متر مى رسد، كشاور ناآگاه از درون زمين، بذر مى افشاند به اميد اين كه چند برابر برداشت كند، كار پايان مى يابد وچند روزى آفتاب مى تابد ولى ناگهان باران درشت دانه اى فرود مى آيد آن قشر نازك خاك را با دانه هاى نهفته در چشم انداز كشاورز جز سنگ خشن وسياه، چيزى نمى باشد.
قلب رياكار به خاطر دورى از معنويت بسان سنگ خارايى است كه نفوذپذير نيست.