مثل هاى آموزنده قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦
نمونه اى است از يك مفهوم كلى كه بر همه موارد منطبق است، به اين معنا كه مثل مضمونى دارد كه مخصوص مورد خود است ولازمى دارد كه بر همه موارد به صورت يكسان منطبق است ومضمون مثل نمونه اى است از اين لازم كلى.
واين حقيقت را باتجزيه وتحليل يك «مَثَل» روشن مى سازيم.
عرب در موردى كه طرف فرصت طلايى را از دست بدهد، مثلا دانشجو درس نخواند، كارگر كار صورت ندهد مثل مى زند ومى گويد: «في الصيف ضيعت اللبن»: «در تابستان شير را فاسد كردى».
مضمون مثل «اضاعه شير در تابستان» مخصوص همان مخاطب معين است ولى اين مضمون كنايه از يك معنى لازم است به معنى تفويت فرصت كه در همه موارد يكسان صدق مى كند ومورد مثل نيز، نمونه «مثال» از آن معنى كلى است.
سرور شهيدان در پاسخ دخت گراميش كه درخواست كننده بازگردانيدن آنان به سرزمين مدينه بود، چنين فرمود: «لو تُرِكَ القَطا لَيلا لَنامَ».
«هرگاه مرغ قطا (مرغى است زيبا شبيه كبوتر) به حال خود واگذار مى شد، در لانه خود مى خوابيد وشب لانه خود را به خاطر ترس از صيد صيّاد ترك نمى كرد».
كلام سرور شهيدان كه امروز حالت مثل به خود گرفته، مضمونى دارد كه مخصوص مورد خود أو، وآن اين كه اگر مرغ قطا را به حال خود مى گذاشتند در لانه خود مى خوابيد، ولازمى دارد وآن كنايه از يك معنى كلى است وآن تن دادن به كارهاى ناخواسته به صورت جبر واكراه، واين لازم كلى بر صدها موارد تطبيق مى كند.